سناریو درخواستی
سناریو درخواستی
شیپ : شین سوکوکو (آتسوشی × اکوتاگاوا)
نکته قبل سناریو:
عاقا جان این اصلااا به روند انیمه نیست و حالا شما یجوری فکر کنید دیگه که مثلا حالا برای یه کاری اکوتاگاوا اومده بود پیش اتسوشی یا مثلا خونه اتسوشی
و اهم دازای مثلا میخواسته به اتسوشی یک قرص مسکن بدح ولی اشتباهی قرص تحریک کننده دادح (نپرسید دازای از کجا قرص تحریک کننده دارح)و بلح دیگح....اکوتاگاوا هم اتسوشی رو میدوستح و میخواستح بکنش👁👄👁
از زبان راوی :
(عاقا من چون حوصله ندارمح اینو یجوری رد میکنمح بره)
خو اتسوشی تحریک شده و خونشه و الان اکوتاگاوا هم رفته خونه اتسوشی.
وقتی اکوتاگاوا اومد خونه اتسوشی یکم تعجب کرد که اتسوشی گونه هاش سرخ بود و هی وول میخورد سرجاش که بالاخره اتسوشی دووم نیاورد و بازو اکوتاگاوا رو گرفت .
اتسوشی :*با صورت سرخ شده و یکم نفس نفس میزنه* [اکوتاگاوا.. فکر کنم قرص اشتباهی خوردم...خیلی احساس گرما میکنم]
اکوتاگاوا :[ احساس گرما میکنی؟]
اتسوشی :*زیر لب*[ آ..آره.]*یکم رانهاش رو بهم میماله*[و احساس میکنم پایین تنهام یجوریه...انگار خیسه]
اکوتاگاوا:*با یک پوزخند خیلی کم*[ خیس؟]
اتسوشی بیشتر خجالت میکشه و هیچی نمیگه.
اکوتاگاوا: [فکر کنم میدونم چجور حالتو خوب کنم...]
اتسوشی : [چجوری؟!]
اکوتاگاوا اتسوشی رو میبره تو اتاق و پرتش میکنه رو تخت(نگاه نکن حوصله نداشتم خیلی با توضیح بنویسم میرن تو اتاق)
اتسوشی :[ د-داری چیکار میکنی؟]
اکوتاگاوا:[ لباسهاتو در بیار]
اتسوشی :*گوجه فرنگی از مارک ناکاجیما* [چی؟]
اکوتاگاوا: [پس مجبورم پارشون کنم]
اکوتاگاوا با راشومون لباسهای اتسوشی رو پاره میکنه.اتسوشی سعی میکنه با دستهاش خودش رو بپوشونه و اکوتاگاوا هم لباسهاشو در میاره و خیمه میزنه رو اتسوشی و با یک دستش دستهای اتسوشی رو بالای سرش قفل میکنه و لبهاش رو خشن میبوسه و یک دستش رو میاره پایین و دوتا انگشتهاش رو میزاره روی مق/عد اتسوشی .
اکوتاگاوا:*روی لبهای اتسوشی زمزمه میکنه*[ انقدر تحریک شدی؟..هنوز کاری نکردم خیسی]
مق/عد اتسوشی منقبض میشه و اتسوشی خودش رو نزدیک تر میکنه به انگشتهای اکوتاگاوا.
اتسوشی :*مچ دست اکوتاگاوا رو میگیره و انگشتهاش رو بیشتر به مق/عدش فشار میده*[ حس عجیبی داره...میخوام بیشتر فشار بیاره]
اکوتاگاوا دوتا انگشتهاش رو وارد اتسوشی میکنه.
اتسوشی :*مق/عدش منقبض میشه و دیوارههاش دور انگشتهای اکوتاگاوا جمع میشه*[ آآههه]
اکوتاگاوا با انگشتهاش تل/مبه میزنه و وقتی اتسوشی گشادتر شد انگشتهاش رو میکشه بیرون و نوک دی/کش رو فشار میده روی مق/عد اتسوشی .
اتسوشی : [م-میخوای اونو واردم کن_]*جیغ میزنه*
اکوتاگاوا کل دی/کش رو وارد اتسوشی میکنه و تند تند تل/مبه میزنه.
اتسوشی : [آههه..آ-آروم تر...آههههه]
اکوتاگاوا دستهاش رو روی با/سن اتسوشی میزاره و بالاتر میارش و به پرو/ستاتش ضربه میزنه که باعث میشه از نوک دی/ک اتسوشی مایع منی بریزه(همونح مایع منی قبل از ار/ضا شدن که ماشالا فکر کنم همهتون میدونیدح).
اکوتاگاوا نوک سی/نه اتسوشی رو نیشگون میگیره که باعث میشه آتسوشی یکم به خودش بپیچه.
اکوتاگاوا:*پوزخند کمرنگی میزنه* [اینو دوست داری ها؟]
خم میشه و یکی از نوک سی/نههای اتسوشی رو محکم میمکه و گاز میگیره و با دستش اون یکی نوک سی/نه اتسوشی رو بین انگشتهاش میگیره و میکشه.
اتسوشی :*ارضا میشه* [آآهههه هنقق]
اکوتاگاوا محکم تر تل/مبه میزنه و خودش هم ار/ضا میشه.
اکوتاگاوا:[ آهه]
دی/کش رو میکشه بیرون و کنار اتسوشی لم میده( نیمهنشسته) و چشمهاش رو میبنده که یهو احساس میکنه یکی رو پاهاش نشسته و به دی/کش دست زده.
اکوتاگاوا:*سریع چشمهاش رو باز میکنه و به اتسوشی نگاه میکنه* [سیر نشدی؟]
اتسوشی یکم جابهجا میشه و بیشتر به دی/ک اکوتاگاوا نزدیک میشه.
اتسوشی : *لبش رو گاز میگیره و یکم مق/عدش رو به دی/ک اکوتاگاوا میمالونه* [هنوز خوب نشدم...بیشتر میخوام..]
اکوتاگاوا اتسوشی رو میگیره و سوراخ اتسوشی رو میزاره روی دی/کش .
اکوتاگاوا: [خودت برو پایین]
اتسوشی :*یکم فشار میده پایین و فقط کل نوک دیک اکوتاگاوا رو میکنه تو* [هنق..ممم]
اکوتاگاوا اخم خفیفی میکنه و تحمل نمیکنه و با/سن اتسوشی رو میگیره و محکم میکشش پایین که کل دی/کش میره تو اتسوشی و به پرو/ستاتش میخوره.
اتسوشی : [آآهههه]
حساس تر شده و همونموقع ار/ضا میشه و کا/مش روی سی/نه و شکم اکوتاگاوا میپاشه.
اکوتاگاوا به شکم و سی/نهاش نگاه میکنه.
اکوتاگاوا: [به همین زودی؟...ولی کار من تمام نشده ]
با انگشتهاش کا/م اتسوشی رو جمع میکنه و انگشتهاش رو روی لبهای اتسوشی فشار میده .
ریدممم توشششش
بقیهاشح رو تو کامنتا میزارمح چون جا نشدح🤡💔
و اون سیسیح که شین سوکوکو گفتیح بنویسمح...ایا راضی بودیح؟👁👄👁💋
شیپ : شین سوکوکو (آتسوشی × اکوتاگاوا)
نکته قبل سناریو:
عاقا جان این اصلااا به روند انیمه نیست و حالا شما یجوری فکر کنید دیگه که مثلا حالا برای یه کاری اکوتاگاوا اومده بود پیش اتسوشی یا مثلا خونه اتسوشی
و اهم دازای مثلا میخواسته به اتسوشی یک قرص مسکن بدح ولی اشتباهی قرص تحریک کننده دادح (نپرسید دازای از کجا قرص تحریک کننده دارح)و بلح دیگح....اکوتاگاوا هم اتسوشی رو میدوستح و میخواستح بکنش👁👄👁
از زبان راوی :
(عاقا من چون حوصله ندارمح اینو یجوری رد میکنمح بره)
خو اتسوشی تحریک شده و خونشه و الان اکوتاگاوا هم رفته خونه اتسوشی.
وقتی اکوتاگاوا اومد خونه اتسوشی یکم تعجب کرد که اتسوشی گونه هاش سرخ بود و هی وول میخورد سرجاش که بالاخره اتسوشی دووم نیاورد و بازو اکوتاگاوا رو گرفت .
اتسوشی :*با صورت سرخ شده و یکم نفس نفس میزنه* [اکوتاگاوا.. فکر کنم قرص اشتباهی خوردم...خیلی احساس گرما میکنم]
اکوتاگاوا :[ احساس گرما میکنی؟]
اتسوشی :*زیر لب*[ آ..آره.]*یکم رانهاش رو بهم میماله*[و احساس میکنم پایین تنهام یجوریه...انگار خیسه]
اکوتاگاوا:*با یک پوزخند خیلی کم*[ خیس؟]
اتسوشی بیشتر خجالت میکشه و هیچی نمیگه.
اکوتاگاوا: [فکر کنم میدونم چجور حالتو خوب کنم...]
اتسوشی : [چجوری؟!]
اکوتاگاوا اتسوشی رو میبره تو اتاق و پرتش میکنه رو تخت(نگاه نکن حوصله نداشتم خیلی با توضیح بنویسم میرن تو اتاق)
اتسوشی :[ د-داری چیکار میکنی؟]
اکوتاگاوا:[ لباسهاتو در بیار]
اتسوشی :*گوجه فرنگی از مارک ناکاجیما* [چی؟]
اکوتاگاوا: [پس مجبورم پارشون کنم]
اکوتاگاوا با راشومون لباسهای اتسوشی رو پاره میکنه.اتسوشی سعی میکنه با دستهاش خودش رو بپوشونه و اکوتاگاوا هم لباسهاشو در میاره و خیمه میزنه رو اتسوشی و با یک دستش دستهای اتسوشی رو بالای سرش قفل میکنه و لبهاش رو خشن میبوسه و یک دستش رو میاره پایین و دوتا انگشتهاش رو میزاره روی مق/عد اتسوشی .
اکوتاگاوا:*روی لبهای اتسوشی زمزمه میکنه*[ انقدر تحریک شدی؟..هنوز کاری نکردم خیسی]
مق/عد اتسوشی منقبض میشه و اتسوشی خودش رو نزدیک تر میکنه به انگشتهای اکوتاگاوا.
اتسوشی :*مچ دست اکوتاگاوا رو میگیره و انگشتهاش رو بیشتر به مق/عدش فشار میده*[ حس عجیبی داره...میخوام بیشتر فشار بیاره]
اکوتاگاوا دوتا انگشتهاش رو وارد اتسوشی میکنه.
اتسوشی :*مق/عدش منقبض میشه و دیوارههاش دور انگشتهای اکوتاگاوا جمع میشه*[ آآههه]
اکوتاگاوا با انگشتهاش تل/مبه میزنه و وقتی اتسوشی گشادتر شد انگشتهاش رو میکشه بیرون و نوک دی/کش رو فشار میده روی مق/عد اتسوشی .
اتسوشی : [م-میخوای اونو واردم کن_]*جیغ میزنه*
اکوتاگاوا کل دی/کش رو وارد اتسوشی میکنه و تند تند تل/مبه میزنه.
اتسوشی : [آههه..آ-آروم تر...آههههه]
اکوتاگاوا دستهاش رو روی با/سن اتسوشی میزاره و بالاتر میارش و به پرو/ستاتش ضربه میزنه که باعث میشه از نوک دی/ک اتسوشی مایع منی بریزه(همونح مایع منی قبل از ار/ضا شدن که ماشالا فکر کنم همهتون میدونیدح).
اکوتاگاوا نوک سی/نه اتسوشی رو نیشگون میگیره که باعث میشه آتسوشی یکم به خودش بپیچه.
اکوتاگاوا:*پوزخند کمرنگی میزنه* [اینو دوست داری ها؟]
خم میشه و یکی از نوک سی/نههای اتسوشی رو محکم میمکه و گاز میگیره و با دستش اون یکی نوک سی/نه اتسوشی رو بین انگشتهاش میگیره و میکشه.
اتسوشی :*ارضا میشه* [آآهههه هنقق]
اکوتاگاوا محکم تر تل/مبه میزنه و خودش هم ار/ضا میشه.
اکوتاگاوا:[ آهه]
دی/کش رو میکشه بیرون و کنار اتسوشی لم میده( نیمهنشسته) و چشمهاش رو میبنده که یهو احساس میکنه یکی رو پاهاش نشسته و به دی/کش دست زده.
اکوتاگاوا:*سریع چشمهاش رو باز میکنه و به اتسوشی نگاه میکنه* [سیر نشدی؟]
اتسوشی یکم جابهجا میشه و بیشتر به دی/ک اکوتاگاوا نزدیک میشه.
اتسوشی : *لبش رو گاز میگیره و یکم مق/عدش رو به دی/ک اکوتاگاوا میمالونه* [هنوز خوب نشدم...بیشتر میخوام..]
اکوتاگاوا اتسوشی رو میگیره و سوراخ اتسوشی رو میزاره روی دی/کش .
اکوتاگاوا: [خودت برو پایین]
اتسوشی :*یکم فشار میده پایین و فقط کل نوک دیک اکوتاگاوا رو میکنه تو* [هنق..ممم]
اکوتاگاوا اخم خفیفی میکنه و تحمل نمیکنه و با/سن اتسوشی رو میگیره و محکم میکشش پایین که کل دی/کش میره تو اتسوشی و به پرو/ستاتش میخوره.
اتسوشی : [آآهههه]
حساس تر شده و همونموقع ار/ضا میشه و کا/مش روی سی/نه و شکم اکوتاگاوا میپاشه.
اکوتاگاوا به شکم و سی/نهاش نگاه میکنه.
اکوتاگاوا: [به همین زودی؟...ولی کار من تمام نشده ]
با انگشتهاش کا/م اتسوشی رو جمع میکنه و انگشتهاش رو روی لبهای اتسوشی فشار میده .
ریدممم توشششش
بقیهاشح رو تو کامنتا میزارمح چون جا نشدح🤡💔
و اون سیسیح که شین سوکوکو گفتیح بنویسمح...ایا راضی بودیح؟👁👄👁💋
- ۲.۰k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط