{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل دوم پارت دوم ستاره من

فصل دوم پارت دوم ستاره من

هیکارو : تونستی استفاع بدی
(اینجا هیکارو هم چشمای ستاره ش از بین رفته )
آی : تونستم
هیکارو : بیا بریم یه خونه برای خودمون بخریم
(وقتی که آی و هیکارو استفاع داد همه شروع کردن که دیگه تلویزیون و گوشی نمیبینیم و اینا و گروه بی کوماچی بهم ریخت)
آی : من یکدونه خریدم میای بریم داخلش
هیکارو : باشه ولی کجا باهم ازدواج کنیم
آی : بیا اول قیافمونو مخفی کنیم
هیکارو : باشه
آی : وقتی مخفی کردیم تو سند ازدواجو از کلیسا بگیر که تو همین خونه امضا کنیم
هیکارو : باشه پس من برم کلیسا
آی : خداحافظ
هیکارو : خداحافظ
بعد رفتن به کلیسا و برگشتن به خونه:
آی : سند و گرفتی؟
هیکارو : آره گرفتم
آی : آخ جون پس بیا امضاش کنیم
هیکارو: باشه
بعد امضا کردن سند :
هیکارو : الان میزارمش تو اتاقمون
آی گفت : مگه تو یک اتاق میخوابیم
هیکارو : آره همه زن و شوهرا توی یه اتاق میخوابن
آی : ولی من یه خونه دو تا اتاق جدا گرفتم
هیکارو : پس اون اتاق برای بچمون
آی : مگه میخوایم بچه دار هم شیم؟
هیکارو : ممکنه پیش بیاد
آی : باشه ولی من نمیتونم تو یه تخت با تو بخوابم سخته
هیکارو : اشکال نداره عادت میکنی
آی : خیله خب...... ادامه دارد ۷۵۰ تایی شده بودیم تا ۸۵۰ تاییم میزارم
دیدگاه ها (۱۳)

بچه ها دوست دارین دو پارت دیگه رو بدم؟ اگه دوست دارین این پس...

فصل دوم پارت سوم ستاره منشب شد :آی و هیکارو الان در تختشون...

خانواده بانمک و واقعیمعمرم:https://wisgoon.com/qhn_nمیمیرم ب...

فصل دوم پارت اول ستاره منایچیگو سایتو میدونست که اینا قرار ...

پارت سیزدهم ستاره منمدرسه تموم شد:آی : هیکارو میگم میشه بیام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط