سکوت کمر فکرم را شکست

سکوتـ کمر فکرمـ را شکستــ…
خستهـ امـ…
از تظـــاهر بهـ خندیدنـ،بهـ بودنـ،بهـ صبـر،بهـ ایستادگیـ…
کــــاشـ میشد بهـ عزراییلـ رشوهـ داد…

ایــــنجا !!!
در اینـ سرزمینـ خاکیـ پر استـ از ادمـ هاییـ کهـ مرا نمیـ فهمند
و فقطـ ترجمهـ امـ میـ کنند…
آنـ همـ بهـ زبانـ خودشانـ…
دیدگاه ها (۱۲)

....

....

دست زیر چانه امژست شاعرانه نیستتکیه گاه درد های زندگی ست

اینم به افتخاره پسرا ﻫﻰ ﺩﺧﺘﺮﺑﻴﺎ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺭﺍﺯﻯ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻢ.....ﭘﺴ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط