عاشقان حسود پارت
عاشقان حسود پارت ۶
جونگ آه : خوشبختم 🤗
نامی : خب جونگ آه نمیخوای از خودت بگی ؟؟
جونگ آه : اوه اره ... ببخشید خب من
من ۱۸ سالمه و بیشتر تمرکزم رو درسامه و
کتاب خیلی دوست دارم همین ...
جیهون :هه همین خب بزار من معرفیت کنم
اون دختر به شدت به حیوانات ، کتاب ، خواب ، گوشی ، غذا ، موسیقی ، بچه ها و خوراکی اهمیت میده
برعکس دخترای دیگه با لوازم میکاپ و کفش پاشنه بلند ارتباط نمیگیره و با اینا خر نمیشه و فقط و فقط با خوراکی خر میشه
خیلی دختر آروم و مهربونیه البته تا قبل اینکه عصبانی بشه چون بوکسوره وقتی عصبانی بشه از این رو به اون رو میشه و تو دیگه این دختر کیوت و اروم رو نمیبینی
یه قاتل روانی میبینی که خون جلو جشماش رو گرفته تو عصبانیت میتونه ادم بکشه و فکر بعدشم نیست دنس رو خیلی دوست داره و توش عالیه با غذا خر میشه رو نظم خیلی حساسه و وقتی از یه چیز عصبانیه فقط با موسیقی و تمیز کردن اتاقش حالش بهتر میشه تو مدرسه خیلی محبوبه ولی به پسرا اهمیت نمیده چون اهل ایرانه خیلی خوشگله و اداب و رسوم های خواص داره مشروب رو عین اب میخوره و غذا هاش رو پر از فلفل میکنه اما براش تند نیست ...
استایل های دارک میزنه البته فقط بیرون خونه با اینکه دختره و ۱۸ شالش بیشتر نیست موتور میرونه و ۲ یا ۳ تا ماشین داره
خیلی پولداره خیلییییییی جوری که میتونه هممون رو بخره هرکی ندونه فکر میکنه عضو مافیاست ۲ تا موتور داره و سه خونه بزرگ که چه عرض کنم عمادت داره که بالای ۱۰ تا اتاق داره از شیرموز متنفره دستپختش عالیه و اینکه
اومد ادامه حرفش رو بزنه که جونگ آه لیوان آب رو خالی کرد روش
جونگ آه : خفه. میشی یا خفت کنم ( جدی )
جیهون : ب . با.. باشه ب. ببخشید
ته : انقدر ازش میترسی 😅
جیهون : خیلی ترسناکه خیلی ( آروم )
جونگ آه : هی صداتو میشنوماا
جیهون : باشه باشه
کوک : وایسا ببینم گفتی از ش..شیر..شیرموز متنفره ؟؟( تعجب )
جونگ آه : خب اره
کوک : نههههههه
جونگ آه : 😂 خب میخواین بریم خونه من ؟؟
کوک : منکه مشکلی ندارم اتفاقا میخوام نوتور و ماشیناتو ببینم 😁
نامی : پس بریم دیگه
عضا : بریم
*فلش بک به خونه جونگ آه*
( بچه ها خونه جونگ آه رو یادم رفت بزارم تو پادت بعدی میزارم )
جونگ آه : خب رسیدیم من غذا درست میکنم تا بخوریم خیلی گشنمه
دهن عضا باز بود که یه دختر ۱۸ ساله چجور اینا رو داره؟
کوک : جونگی میشه موتورتو بهم نشون بدی ؟؟
جیمین : هی کوک اون اسم داره درست صدا ...
اومد ادامه حرفش رو بگه که صدای جیغ تهیونگ اومد همه دویدن و دیدن که جونگ آه یه گربه بشدت کوجولو و یه سگ به شدت بزرگ داره که وقتی سگه جونگ آه رو دید افتاد روش و شروع کرد به لیس زدن صورتش
جونگ آه : هی مکس ...بسه دیگه ...لیس نزننننن ....
ته : جیهون نگفت هم سگ داری هم گربه خب اسم گربت چیه ؟؟
جونگ آه : هیی چرا جیغ زدی فکر کردم سگم گازت گرفت
ته : مگه گازم میگیره ؟
جونگ آه : نه پس نمیگیره سگ نگهبانه هااا
شوگا : خب نگفتی اسم گربت چیه ؟
همه بزگشتن دیدن شوگا داره گریه رو ناز میکنه از شدت کیوتیش بهش لبخند زدم و
جونگ آه : اسمش پنبه هست چون خیلی کوچولو بود این اسم رو گذاشتم روش خب دیگه بریم تو حال اوپا تو هم اگه خواستی بعد اینکه گربه و سگ رو ناز کردی بیا تو حال
همه تعجب کردن که جونگ آه گفت اوپا
جونگ آه : چیه خودتون گفتین راحت باشم دیگه
نامی : اره فقط چون یهویی بود تعجب کردیم
جونگ آه :آه مهم نیست من دارم از گشنگی میمیرم میرم غذا درست کنم
جین: میشه بزاری من غذا درست کنم منم عاشق آشپزی ام ؟؟ ( مظلوم )
جونگ آه : ای خداااااا اره تو درست کن اخه چقد تو نازی 😁
جین که محو جونگ آه شده بود یهو به خودش اومد و غذا درست میکرد
که جونگ آه رفت رو کاناپه نشست
که ....
میدونم بد جایی تموم کردم ولی خیلی خوابم میاد فردا هم ساعت ۱۰ کلاس آنلاین دارم پس بهتره بخوابم اما سعی میکنم سر کلاس آنلاین پارت جدید رو بزارم ...
بیبی جغد های من
میدونم بد شد 🫠
اما امیدوارم خوصتون اومده باشه
همونطور که گفتم تو شرط زیاد سخت گیر نیستم ولی لطفا لایک کن و با کامنت هات بهم انرژی بده تا روز 🥚 رو شروع کنم 😅
خب دیگه صبح شد میبوسمتون 💋💋
بایییی 👋
جونگ آه : خوشبختم 🤗
نامی : خب جونگ آه نمیخوای از خودت بگی ؟؟
جونگ آه : اوه اره ... ببخشید خب من
من ۱۸ سالمه و بیشتر تمرکزم رو درسامه و
کتاب خیلی دوست دارم همین ...
جیهون :هه همین خب بزار من معرفیت کنم
اون دختر به شدت به حیوانات ، کتاب ، خواب ، گوشی ، غذا ، موسیقی ، بچه ها و خوراکی اهمیت میده
برعکس دخترای دیگه با لوازم میکاپ و کفش پاشنه بلند ارتباط نمیگیره و با اینا خر نمیشه و فقط و فقط با خوراکی خر میشه
خیلی دختر آروم و مهربونیه البته تا قبل اینکه عصبانی بشه چون بوکسوره وقتی عصبانی بشه از این رو به اون رو میشه و تو دیگه این دختر کیوت و اروم رو نمیبینی
یه قاتل روانی میبینی که خون جلو جشماش رو گرفته تو عصبانیت میتونه ادم بکشه و فکر بعدشم نیست دنس رو خیلی دوست داره و توش عالیه با غذا خر میشه رو نظم خیلی حساسه و وقتی از یه چیز عصبانیه فقط با موسیقی و تمیز کردن اتاقش حالش بهتر میشه تو مدرسه خیلی محبوبه ولی به پسرا اهمیت نمیده چون اهل ایرانه خیلی خوشگله و اداب و رسوم های خواص داره مشروب رو عین اب میخوره و غذا هاش رو پر از فلفل میکنه اما براش تند نیست ...
استایل های دارک میزنه البته فقط بیرون خونه با اینکه دختره و ۱۸ شالش بیشتر نیست موتور میرونه و ۲ یا ۳ تا ماشین داره
خیلی پولداره خیلییییییی جوری که میتونه هممون رو بخره هرکی ندونه فکر میکنه عضو مافیاست ۲ تا موتور داره و سه خونه بزرگ که چه عرض کنم عمادت داره که بالای ۱۰ تا اتاق داره از شیرموز متنفره دستپختش عالیه و اینکه
اومد ادامه حرفش رو بزنه که جونگ آه لیوان آب رو خالی کرد روش
جونگ آه : خفه. میشی یا خفت کنم ( جدی )
جیهون : ب . با.. باشه ب. ببخشید
ته : انقدر ازش میترسی 😅
جیهون : خیلی ترسناکه خیلی ( آروم )
جونگ آه : هی صداتو میشنوماا
جیهون : باشه باشه
کوک : وایسا ببینم گفتی از ش..شیر..شیرموز متنفره ؟؟( تعجب )
جونگ آه : خب اره
کوک : نههههههه
جونگ آه : 😂 خب میخواین بریم خونه من ؟؟
کوک : منکه مشکلی ندارم اتفاقا میخوام نوتور و ماشیناتو ببینم 😁
نامی : پس بریم دیگه
عضا : بریم
*فلش بک به خونه جونگ آه*
( بچه ها خونه جونگ آه رو یادم رفت بزارم تو پادت بعدی میزارم )
جونگ آه : خب رسیدیم من غذا درست میکنم تا بخوریم خیلی گشنمه
دهن عضا باز بود که یه دختر ۱۸ ساله چجور اینا رو داره؟
کوک : جونگی میشه موتورتو بهم نشون بدی ؟؟
جیمین : هی کوک اون اسم داره درست صدا ...
اومد ادامه حرفش رو بگه که صدای جیغ تهیونگ اومد همه دویدن و دیدن که جونگ آه یه گربه بشدت کوجولو و یه سگ به شدت بزرگ داره که وقتی سگه جونگ آه رو دید افتاد روش و شروع کرد به لیس زدن صورتش
جونگ آه : هی مکس ...بسه دیگه ...لیس نزننننن ....
ته : جیهون نگفت هم سگ داری هم گربه خب اسم گربت چیه ؟؟
جونگ آه : هیی چرا جیغ زدی فکر کردم سگم گازت گرفت
ته : مگه گازم میگیره ؟
جونگ آه : نه پس نمیگیره سگ نگهبانه هااا
شوگا : خب نگفتی اسم گربت چیه ؟
همه بزگشتن دیدن شوگا داره گریه رو ناز میکنه از شدت کیوتیش بهش لبخند زدم و
جونگ آه : اسمش پنبه هست چون خیلی کوچولو بود این اسم رو گذاشتم روش خب دیگه بریم تو حال اوپا تو هم اگه خواستی بعد اینکه گربه و سگ رو ناز کردی بیا تو حال
همه تعجب کردن که جونگ آه گفت اوپا
جونگ آه : چیه خودتون گفتین راحت باشم دیگه
نامی : اره فقط چون یهویی بود تعجب کردیم
جونگ آه :آه مهم نیست من دارم از گشنگی میمیرم میرم غذا درست کنم
جین: میشه بزاری من غذا درست کنم منم عاشق آشپزی ام ؟؟ ( مظلوم )
جونگ آه : ای خداااااا اره تو درست کن اخه چقد تو نازی 😁
جین که محو جونگ آه شده بود یهو به خودش اومد و غذا درست میکرد
که جونگ آه رفت رو کاناپه نشست
که ....
میدونم بد جایی تموم کردم ولی خیلی خوابم میاد فردا هم ساعت ۱۰ کلاس آنلاین دارم پس بهتره بخوابم اما سعی میکنم سر کلاس آنلاین پارت جدید رو بزارم ...
بیبی جغد های من
میدونم بد شد 🫠
اما امیدوارم خوصتون اومده باشه
همونطور که گفتم تو شرط زیاد سخت گیر نیستم ولی لطفا لایک کن و با کامنت هات بهم انرژی بده تا روز 🥚 رو شروع کنم 😅
خب دیگه صبح شد میبوسمتون 💋💋
بایییی 👋
- ۵.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط