{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در عشق سرشار از باریدن،

من در عشق سرشار از باریدن،
بر پهنه‌ شیشه این پنجره بودم

اما او تنها رد انگشت قلبی،
روی بخار آن شیشه بود!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

صبح شد و من انگشت به دهانکه چه شد باز بی تو صبح شد؟!#ارس_آرا...

بالشت را بر میگردانیپناه ببری به خشکی اش،می‌بینی آن طرفش راخ...

دعایت قبول شد مادر، "عاقبت به خیر" شدم"عاقبت" با یک "خیر" رف...

اِی بودنت باعث "حَوِّل حَالَنَا"اِی علت "احسَنِ الحَال"سال ر...

با این ترفند پنجره ها و آینه ها دیگه لکه نمیشن، حتی اگه بارو...

زندگیخانه ایستبا هزاران پنجرهدلت را بسوی هرکدام بگشاییزندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط