{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو تهی

ویو تهی
حرفاش ازارم میداد رو مو برگردندنم که گف
&اون دوستت نیست تهیو..
امود حرف بزنه که تهیونگ محکم یه شلاق به ترقوه ا.ت زد ا.ت حرفی نزد و فقط چشماشو بهم فشار دار
شروع کردم با بغض زدمش
۱..۲.۳..۴.۵...۶.۷۷.....۱۹۹..۲۰۰
ا.ت فقط بی صدا اشک میریخت بدنش دیگه کرم رنگ نبود همش قرمز بود پر خون که دیدم کم کم چشماسیاهی رف
٪ا.تت ا.تت
&...

زنجیرارو باز کردم بردم تو اتاقم گذاشتم رو تختم زنگ زدم دکتر شخصیم و بعد اومد
....
شرط:۰۰
بوس بهتون بایی
دیدگاه ها (۴)

ویو ادمین گل و سنبولتوت🪻😎تهیونگ دکترش اومد دکتر بدنش رو باند...

سناریو دخواست دارید زیر همین بزاریددد بوس:]🍇🫐🪻

ویو تههییهو دیدم یوجین دویید و فرار کرد که کم کم چشم ا.ت برگ...

ویو تهی (بالاخره)ا.ت داشت خون بالا میورد الان اگه خوناشامای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط