{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خود را به جای آن رآکتور می‌گذارم

خود را به جای آن رآکتور می‌گذارم
قلب مرا از جا درآوردند

شعر میلاد عرفان‌پور برای یک رآکتور اراک:

یک لحظه حتی در خیال من
نمی گنجید
روزی به جای یک کبوتر
شعری برای یک رآکتور گفته باشم
یا جای باران و صدای ناودان‌ها
در کوچه‌های شعرخیز شهر خود -شیراز-
از دودکش‌های اراک و
آه سوزانش بگویم
اما نمی‌دانم چرا امروز
مثل تمام مادران داغدیده
مثل غرور زخمی ایران
رفته‌ست از لب‌های من لبخند
مَردُم!
خود را به جای آن رآکتور می‌گذارم
قلب مرا از جا درآوردند
مَردُم!



#فکرنو
#سیاست
دیدگاه ها (۵)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پهلوی از زبان سفیر انگلیس در ایران

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

🔻جورِ بی‌عملی پاستور و بهارستان بر دوش شهرداری/ ابتکارات معی...

روایت عزت✍سید علیرضا آل‌داود آفرین و درود بر این موضع شجاعان...

🔥 #مردم_کار_را_تمام_میکنند🔺 «مردم» و نه «مسئولین»؟ ✅ راز دست...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ام: معجونِ عشق---پنج ماه پیش.بعد از مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط