شانهات را دیر آوردی سرم را باد برد

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد

از غزل‌هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه‌ی عاشقترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد

شعر از: حامد عسکری
دیدگاه ها (۰)

قضاوت با شما ...!■خودت داری میگی ما و مسئولین خیانت کردیم ....

ذات بد نیکو نگردد ، چونکه بنیادش بد است...!"عالیجناب سعدی"

یکی می‌رودو یکی روزها از خودش می‌پرسد"مگر خودش مرا انتخاب نک...

ایذه نوروز ۱۴۰۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط