شعری که آیت الله بهجت زمزمه می کردند

شعری که آیت الله بهجت زمزمه می کردند:
این همه لاف زدن و مدعی اهل ظهور

پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم

سالهاست منتظر سیصد و اندی مرد است

آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید

به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم
دیدگاه ها (۱)

اختلاف یعنی دختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خورد مردی...

آدمهای ساده را دوست دارم. همان ها که بدی هیچ کس را باور ندا...

برای تو مینویسم... برای تو که جاده دلم انتظار قدومت را میکشد...

زن، زندگیـست و مـرد، امنیت و چه خوب می شود وقتی مـردی تم...

این همه لاف زن و مدعیِ اهل ظهورپس چرا یار نیامد که نثارش باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط