عمری است تا به پای خم از پا نشستهایم
عمری است تا به پای خم از پا نشستهایم
در کوی میفروش چو مینا نشستهایم
ما را ز کوی بادهفروشان گریز نیست
تا باده در خم است همین جا نشستهایم
تا موج حادثات چه بازی کند که ما
با زورق شکسته به دریا نشستهایم
ما آن شقایقیم که با داغ سینهسوز
جامی گرفتهایم و به صحرا نشستهایم
عمری دویدهایم به هر سوی و عاقبت
دست از طلب نشسته و از پا نشستهایم
علی اشتری متخلص به فرهاد
در کوی میفروش چو مینا نشستهایم
ما را ز کوی بادهفروشان گریز نیست
تا باده در خم است همین جا نشستهایم
تا موج حادثات چه بازی کند که ما
با زورق شکسته به دریا نشستهایم
ما آن شقایقیم که با داغ سینهسوز
جامی گرفتهایم و به صحرا نشستهایم
عمری دویدهایم به هر سوی و عاقبت
دست از طلب نشسته و از پا نشستهایم
علی اشتری متخلص به فرهاد
- ۴۲۵
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط