{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری است تا به پای خم از پا نشسته‏ایم

عمری است تا به پای خم از پا نشسته‏ایم

در کوی می‏فروش چو مینا نشسته‏ایم

ما را ز کوی باده‏فروشان گریز نیست

تا باده در خم است همین جا نشسته‏ایم

تا موج حادثات چه بازی کند که ما

با زورق شکسته به دریا نشسته‏ایم

ما آن شقایقیم که با داغ سینه‏سوز

جامی گرفته‏ایم و به صحرا نشسته‏ایم

عمری دویده‏ایم به هر سوی و عاقبت

دست از طلب نشسته و از پا نشسته‏ایم

علی اشتری متخلص به فرهاد
دیدگاه ها (۱)

زندگی را زیباتر کنگاهی باندیدن،نشنیدن،نگفتنزندگی فقط مال ما ...

نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دلچو تخــــته پــاره ...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من   آسمان تو چه رنگ است امروز  ...

مهربانی را بیاموزیمفرصت آیینه‌ها در پشت در مانده‌استروشنی را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط