{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#روز و #شب خون جگر می‌خورم از درد #جدایی

#روز و #شب خون جگر می‌خورم از درد #جدایی

ناگوار است به من #زندگی ، ای #مرگ کجایی

هاتف اصفهانی
دیدگاه ها (۳)

اگر تمامی ماقدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم؛اولین ...

#زن ها را باید با #جان و #دل خواند و از بر کرد زن ها، #عاشقا...

تب ڪردن تومردن منهردو بهانه است عشق است ڪہبین من و تو در تب ...

مثلِ یک تیر‌‌ که از چِله رهایَش بکنندپُشت این رفتنِ تو نیست ...

سلام امام زمانم ای رفته سفر، یوسف گمگشته کجاییهیهات از این خ...

شب را نمیداند .زیرا که ، زیرا که .... ... که تمایزی نمی‌بیند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط