{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستن همیشه توانستن نیست

خواستن همیشه توانستن نیست
من تو را می خواستم، توانستم؟
لب داشتم بوسه خواستم، توانستم؟
دست داشتم، آغوش
توانستم؟
گاهی خواستن توان ندارد
زورش به رفتن، نبودن، نیست شدن
نمی رسد که نمی رسد!

من ساده می گویم
اگر چشم هایت مرا می پسندید
کارهای عجیب می کرد
دیوانگی های عجیب و غریب
چیز زیادی نمی خواستم
فقط سری که شب ها روی سینه ات بخواب رود
روزها زود بلند می شدم
و آنقدر دوستت می داشتم
که نفهمیم چگونه پای هم پیر شدیم.

من تو را برای پایان خستگی هایم
نمی خواستم
فقط می خواستم
جای آه!
دهانم گرم اسمت باشد
"عزیزم"هایی که قبض برق خانه را
پرداخت نمی کنند اما
کاری با چشم های تو می کنند
که اتاق شب هم نور داشته باشد!

من خواستم دوستم داشته باشی
باشی...
همین!
من همین کار ساده را از تو
خواستم
توانستی؟
توانستم؟

#رسول_ادهمی
دیدگاه ها (۴)

میدانی، قدیم ها همیشه از هر لحاظ خوب بود؛اینکه حتی وقتی عاشق...

‌ من نمیتونستم یه زن بشماینکه همزمان بشه به چند چیز فکر کرد،...

"چرا دل، تنگ می شود؟"هیچ تناقضی در حرف هایم نیستوقتی همزمان ...

آدم ها عوض نمیشوندفقط دلتنگ میشوندبر میگردندو دوباره از نو ب...

سفیر کبیر Grand Ambassador

Part:53. #ریاست.عشقسمتم هجوم آو...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط