مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت
مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 12
ویو سوریا. حالم خیلی بد بود دارز کشیده بود که یکی از ون مردا با یه شیشه مشروب ومد سمتم که ا/ت ومد جلو و به جای من رفت اما طولی نکشید که صدای پریدن یکی تو اب و داد و فریاد های چند نفر بلند شد ترسیدم نکنه ا/ت افتاده باشه تو اب نه نه این امکان نداره سریع ومدم بیرون و تو اب و نگاه کردم و چیزی که ازش میترسیدم اتفاق افتاد ا/ت افتاده بود تو آب و من تنهای تنها با چند تا مرد قطری توی یه کشتی بزرگ بودم.....
ویو ا/ت. من خوب بلد بودم برا مدت طولانی نفسمو حبس کنم برای همین یه مدتی رو زیر اب موندم و وقتی مطمن شدم که کشتی ازم دور شده به سمت ساحل شنا کردم بدنم به خاطر اب خیلی سنگین شده بود همین طور خسته ام شده بودم به زور شنا میکردم که دیدم از جلو یه قایق داره میاد..
یکی از مردا. عهههه خانم شما تو اب چیکار میکنیدد ممکن غرق بشید بیاید من کمکتون میکنم برگردین ساحل دستتون رو بدین به من
ویو ا/ت. نمیتونستم بهش اعتماد کنم اما چاره چی بود.
ا/ت دستشو به مرد داد و با کمکش نشست تو قایق
ویو ا/ت. مرده تقریبا 50 سالش بود بایه پسر جوان و راننده قایق به سمت ساحل برگشتیم قایق با سرعت میرفت افتاب هم خیلی داغ بود این باعث شد لباسام تقریبا خشک بشن
مرد. خوب خانم رسیدیم ساحل
ا/ت ممنونم آقا (لبخند
( ا/ت به همراه مرد از قایق پیاده شدن
ا/ت. شما لطف بزرگی در حقم کردید ممنونم آقا
مرد. میدونم میتونی جبرانش کنی
( ا/ت با ترس به مرد نگاه میکنه
ا/ت. چه........... چه جوری؟
مرد. با بدنت (لبخند شیطانی
ا/ت. نه نه خواهش میکنم این کار رو نکنین اصلا برم گردونید تو اب ولی لطفا کاری باهام نداشته باش (ترس
مرد. نچچ نمیشه دست ا/ت رو گرفت و به سمت خرابه ای که نزدیک ساحل بود کشید
ا/ت. خواهش می کنم وولم کنن (گریه
مرد هیسسسسس ساکت باش
مرد پیرهن ا/ت رو در. اورد. و سرشو تو گردنش برد ا/ت نفس نفس میزد اما دقیقا همون لحظه....................
خمارییی 😂😂
حمایت کنید تا زود پارت بعدی رو بزارمم❤️
ویو سوریا. حالم خیلی بد بود دارز کشیده بود که یکی از ون مردا با یه شیشه مشروب ومد سمتم که ا/ت ومد جلو و به جای من رفت اما طولی نکشید که صدای پریدن یکی تو اب و داد و فریاد های چند نفر بلند شد ترسیدم نکنه ا/ت افتاده باشه تو اب نه نه این امکان نداره سریع ومدم بیرون و تو اب و نگاه کردم و چیزی که ازش میترسیدم اتفاق افتاد ا/ت افتاده بود تو آب و من تنهای تنها با چند تا مرد قطری توی یه کشتی بزرگ بودم.....
ویو ا/ت. من خوب بلد بودم برا مدت طولانی نفسمو حبس کنم برای همین یه مدتی رو زیر اب موندم و وقتی مطمن شدم که کشتی ازم دور شده به سمت ساحل شنا کردم بدنم به خاطر اب خیلی سنگین شده بود همین طور خسته ام شده بودم به زور شنا میکردم که دیدم از جلو یه قایق داره میاد..
یکی از مردا. عهههه خانم شما تو اب چیکار میکنیدد ممکن غرق بشید بیاید من کمکتون میکنم برگردین ساحل دستتون رو بدین به من
ویو ا/ت. نمیتونستم بهش اعتماد کنم اما چاره چی بود.
ا/ت دستشو به مرد داد و با کمکش نشست تو قایق
ویو ا/ت. مرده تقریبا 50 سالش بود بایه پسر جوان و راننده قایق به سمت ساحل برگشتیم قایق با سرعت میرفت افتاب هم خیلی داغ بود این باعث شد لباسام تقریبا خشک بشن
مرد. خوب خانم رسیدیم ساحل
ا/ت ممنونم آقا (لبخند
( ا/ت به همراه مرد از قایق پیاده شدن
ا/ت. شما لطف بزرگی در حقم کردید ممنونم آقا
مرد. میدونم میتونی جبرانش کنی
( ا/ت با ترس به مرد نگاه میکنه
ا/ت. چه........... چه جوری؟
مرد. با بدنت (لبخند شیطانی
ا/ت. نه نه خواهش میکنم این کار رو نکنین اصلا برم گردونید تو اب ولی لطفا کاری باهام نداشته باش (ترس
مرد. نچچ نمیشه دست ا/ت رو گرفت و به سمت خرابه ای که نزدیک ساحل بود کشید
ا/ت. خواهش می کنم وولم کنن (گریه
مرد هیسسسسس ساکت باش
مرد پیرهن ا/ت رو در. اورد. و سرشو تو گردنش برد ا/ت نفس نفس میزد اما دقیقا همون لحظه....................
خمارییی 😂😂
حمایت کنید تا زود پارت بعدی رو بزارمم❤️
- ۶.۲k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط