{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به غزلخوانی چشمان تو مانند شدم

به غزلخوانی چشمان تو مانند شدم

دم وهر باز دمی بانفست بند شدم

هرچه کردم که بمانم سر دیوار خودم

همچوپیچک به حوالی تو پیوند شدم

دل من حس عجیبی به نگاهت دارد

غم چشمام ترا دیدم ولبخند شدم

گرچه در فکر تو هر باد دلم می ریزد

بوی عشقت که وزید سیب وسمر قند شدم


قلبم برات بد نبض میزنه...چکار کرده ای با دلم بانو جان.که داره جونم برات در میره..تحمل هیچکس و هیچی رو ندارم...
عزیز دلم..عزیز جونم..عاشقتم..دوستت دارم..امید زندگیم..عمرم..
دیدگاه ها (۱)

دلیل آرامشمدلیل بودنم..تاج سرم..مالک وجودم وروحم..شیشه عمرم....

تو باشی،همه چیز خوب می‌شودباران به وقت می‌آیدبهار پُر از گل ...

خخخخ..

من میرفتم..ولی کلا ناقص برمیگشتم نفسی.

#انیگمای‌جذاب‌من پارت ۱۳ روز حکومت نظامی ویو کوک توی این ...

#انیگمای‌جذاب‌من پارت ۷× سلام + سلام جیمین بیا بشین تا صبحان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط