{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویوی کوکو

[ویوی کوکو]

چشمام رو باز کردم....اصلا یادم نمیاد چی شد فقط میدونم یکی محکم زد تو سرم و اره بیهوش شدم.
نگاهی به دور و اطرافم کردم . توی یه جنگل متروکه بودیم.کنار یه جاده که اون طرفش چند کانکس بود . سرم رو به اون طرف چرخوندم . بقیه اعضا کنارم بسته شده بودن ...ران هنوز بیهوش بود ..تکونی خورد و کم کم به هوش اومد
خواستم تکون بخورم که متوجه شدم دستوپام بستن.
صدای قدم هایی از اونطرف جاده به گوشم خورد. یه مرد با موهای قهوه ای کوتاه.
+سلام عزیزانم(شت😂)
کاکوچو میگه:
# ای عوضی
+چرا اینقدر عصبانی هستین...نظرتون چیه درباره ماموریت جدیدتون حرف بزنیم....مثلا یه قاچاق اسلحه یا یه قمار غیر مجاز..یا شاید هم قاچاق انسان...نظرتون چیه که همین هارو هم به رقبای بونتن بگیم که قرار داخل قمار حسابی گول بخورن یا اینکه بگیم نامزد جک استون به دلیل سواستفاده بونتن خود کشی کرده.یابگیم که ورشکست شدن باند کوروبانه به دلیل شرکت صوری بونتن ور شکست شده.یا بگیم باند سیروگان به دلیل خبرچین و دروغ های بونتن اعضای کلیدی رو از دست داده.

از تعجب نفسم بالا نمیاد.نگاهی به مایکی میکنم .از شدت خشم و تعجب الاناست که چشماش از حدقه بزنه بیرون و کاکوچو که مات و مبهوت مونده....و از همه مهم تر اینکه تک تک این اطلاعات توی پرونده هایی بود که پیش من بودن.
مایکی نگاهی بهم میکنه.
×من چیزی نگفتم ....من...راست میگم من خائن نیستم .کار من نبوده
@ ولی تک تک این حرفایی که میزنه بر علیه تو ان کوکو...اون پرونده ها دست تو بوده.تو مسئول اونا بودی.
سانزه اون طرف داد میزنه:
_)خودم میکشمت کوکو....خودم با دستای خودم شکنجت میکن...
+هی هی هی...اروم باشید کوکو راست میگه ... اون خائن نیست کسی که خائن پیش کوکو زندگی میکرده ولی خود خائن نیست.
با گفتن حرفش خشکم زد....نگو که نه نه نه...کار اون نیست.این امکان نداره.
+خانم کوچولو بیا اینجا ....بیا اینجا و به دوستات سلام کن.
خودش بود....شیزوکا بود .از توی کانکس در اومد و اومد به طرفمون....یادم که همه ازش خوششون میومد ...مخصوصا مایکی که مهربون تر هم شده بود. شک شده بودم.
×این یه دروغه ....این امکان نداره
نگاهی به چشمای دریاییش کردم...همون چشم ها بودن ولی بخاطر گریه سرخ شده بودن.
اشک تو چشمام جمع شده بود.نفس کشیدن برام سخت بود...
______________________
خب من گشادی رو کنار گذاشتم و بلاخره این پارت کوفتی رو دادم....همونطور که میبینید داستان به اخر و قسمت های باریکش کشیده شده...به احتمال زیاد فقط یک یا دو پارت دیگه تمومه...ممنون کخ خوندیش❤️
دیدگاه ها (۴)

ببینید چی پیدا کردم براتون...اصلا عشقه عشق😂😝

امینننن🌚🥴

خدایا من دیگه دارم نمیتونم🥴

درخواستی اگر خوراکیاشونو بخوریم

پارت جدید

"Smile of Death"part [13]از زبان نویسندههفته‌ها گذشتند و یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط