{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد
باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد

چندین وفا که کرد چو من در هوای تو
وان گه ز دست هجر تو چندین جفا که برد

بگریست چشم ابر بر احوال زار من
جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد

گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای
گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد

سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
ما را غم تو برد به سودا تو را که برد
#عالیجناب_سعدی
دیدگاه ها (۲۰)

📌مکان:روستای ییلاقی خصیل_دشت که به روستای خصیب_دشت هم معروفه...

بازت ندانم از سر پیمان ما که بردباز از نگین عهد تو نقش وفا ک...

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد!

بازت ندانم از سر پیمان ما که بردباز از نگین عهد تو نقش وفا ک...

بازت ندانم از سر،پیمان ما که بُردباز از نگین عهد تو،نقش وفا ...

گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ایگفتا کدام دل چه نشان کی کجا...

مژده دهید یاران ، لبخند یار دیدمروی قشنگ او را ، پروانه وار ...

دیشب من و دل به قول آن عهد شکندر کوچه انتظار کردیم وطنچون مر...

تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی تا کی ای ناله زار از جگرم بر...

نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدمز مهر در تو نشانی ندیدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط