صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را


ولی من باز پنهانی ، ترا هم آرزو کردم

( شهریار )
دیدگاه ها (۵)

سوز و سازمیگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ،...

مرداد هم تمام شد...دفترشهریور را باز کن...برگ اولش را...با ک...

به چشمهایت بگو....آنقدر برایم رجز نخوانند...من اهل جنگ نیستم...

این بار زنده می خواهمتنه در رؤیا، نه در مجازاین که خسته بیای...

⠀ꪆৎ 𝙨𝙢𝙖𝙡𝙡 𝙟𝙚𝙣𝙣𝙞𝙚🚿ꪆৎ⠀࿙⃛͜࿚⃛࿙⃛͜࿚⃛࿙⃛͜࿚⃛࿙⃛͜࿚⃛࿙⃛͜࿚⃛࿙⃛͜࿚⃛࿙⃛͜࿚⃛ ୨♡୧ ...

چندپارتی☆p.4جمعه صبح ساعت۳۰ :۹ دقیقه ات: دیشب اینقدر گریه کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط