{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران سلام.

باران سلام.
خوش آمدی
دیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره ای هم از تو نمانده بود.
از آخرین قدم زدن های دیوانه وار زیر نوازشهایت بسیار گذشته است.
همیشه مهمان ناخوانده بودی اما کنون با دعوت بسیار آمدی.
قدمت بر روی دیدگان ما،ببار که شعرهای نگفته بسیار داریم.
ببار که دلمان هوای دیار کرده است.
ببار که زیبایی خدا را در تو میبینم.
ببار که خوش ندارم قاصد روزان ابری قصه اش شبیه به چوپان دروغگوی میز آخر دبستان باشد.
ببار که غبار غم آسمان دیارم را فرا گرفته است.
ببار ما نیز مثل تو دلتنگ دلتنگیم...
دیدگاه ها (۱)

ب یادت هنوز عطر تلخ میزنم

عشق بازیست نه بازی که مرا مات کنی نازنینا دل ما صفحه شطرنج ...

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی*از روح خودم در تو دمیدم، گله ک...

من وپاییزوهزاران حرف نگفته

باران سلام.خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره...

باران سلام.خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره...

. باران سلام.خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاط...

باران سلام:خوش آمدی دیر زمانی بود که در ذهن پرهیاهوی ما خاطر...

باران سلام.خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره...

باران سلام.خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره...

باران سلام.خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره...

باران درودخوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره ...

باران سلام خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره...

باران سلام.خوش آمدیدیر زمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط