درخواستی
درخواستی
وقتی بین تو و برادرت فرق میزاشت
part: 2.
مین سوک: هی ا.ت توام بیا باهم فیلم ببینیم
ا.ت: اومدم اوپا
آبمیوه هارو ریختم و برداشتم رفتم سمت اتاق مین سوک
رفتم داخل بدون نگاه کردن به شوگا ابمیوه هارو گذاشتم
رو میز یکی برداشتم و نشستم که فیلم و گذاشتن
یه فیلم جنایی بود من معمولا وقتی همچین فیلمایی میدیدیم
زیاد حرف میزدم مثلاجواب معماهاشونو اینا بیشتر رو به شوگا
که شاید یکم حرف بزنه باهام طوریکه بامین سوک رفتار میکنه
رفتار کنه اما اینبار ساکت بودم که
«شوگا»
ا.ت معمولا موقع دیدن اینجور فیلما زیاد حرف میزد مخصوصا بامن
منم جوابشو نمی دادم ولی بازم الان خیلی ساکت بود این عجیبه
و گیج کننده چیزی شده؟ واقعا دیگه حرف نمیزنه؟ چرا باید
با من قهر کنه وایی خدا گیج شدم واقعا ولش کن به فیلمت برس پسر
که گوشی ا.ت زنگ خورد خواست بلند شه بره که خورد زمین و ابمیوش
ریخت روش بلند شدم رفتم سمتش که بهش کمک کنم
شوگا: خوبی؟
ا.ت: هم
مین سوک شروع کرد به خندیدن
مین سوک: وایی جرر 🤣
ا.ت: یاا اوپا
حرصی با لپای سرخ که معلوم بود از خجالتت بلند شدو رفت
«ا.ت»
وایی لعنتی خیلی خجالت اوره من چطوری برم نو اون اتاق
ببینم کیه که باعث آبرو ریزی من شد رفتم سمت گوشی
که سومین بود جواب دادم
ا.ت: الو
سومین: الوسلام
ا.ت: چی میخوای
سومین: یاا چراعصبی عکسای دیروزو میخواستم
ا.ت: بعدا میفرستم
و قطع کردم
لایک و کامنت یادتون نره عسلام🥰😄
وقتی بین تو و برادرت فرق میزاشت
part: 2.
مین سوک: هی ا.ت توام بیا باهم فیلم ببینیم
ا.ت: اومدم اوپا
آبمیوه هارو ریختم و برداشتم رفتم سمت اتاق مین سوک
رفتم داخل بدون نگاه کردن به شوگا ابمیوه هارو گذاشتم
رو میز یکی برداشتم و نشستم که فیلم و گذاشتن
یه فیلم جنایی بود من معمولا وقتی همچین فیلمایی میدیدیم
زیاد حرف میزدم مثلاجواب معماهاشونو اینا بیشتر رو به شوگا
که شاید یکم حرف بزنه باهام طوریکه بامین سوک رفتار میکنه
رفتار کنه اما اینبار ساکت بودم که
«شوگا»
ا.ت معمولا موقع دیدن اینجور فیلما زیاد حرف میزد مخصوصا بامن
منم جوابشو نمی دادم ولی بازم الان خیلی ساکت بود این عجیبه
و گیج کننده چیزی شده؟ واقعا دیگه حرف نمیزنه؟ چرا باید
با من قهر کنه وایی خدا گیج شدم واقعا ولش کن به فیلمت برس پسر
که گوشی ا.ت زنگ خورد خواست بلند شه بره که خورد زمین و ابمیوش
ریخت روش بلند شدم رفتم سمتش که بهش کمک کنم
شوگا: خوبی؟
ا.ت: هم
مین سوک شروع کرد به خندیدن
مین سوک: وایی جرر 🤣
ا.ت: یاا اوپا
حرصی با لپای سرخ که معلوم بود از خجالتت بلند شدو رفت
«ا.ت»
وایی لعنتی خیلی خجالت اوره من چطوری برم نو اون اتاق
ببینم کیه که باعث آبرو ریزی من شد رفتم سمت گوشی
که سومین بود جواب دادم
ا.ت: الو
سومین: الوسلام
ا.ت: چی میخوای
سومین: یاا چراعصبی عکسای دیروزو میخواستم
ا.ت: بعدا میفرستم
و قطع کردم
لایک و کامنت یادتون نره عسلام🥰😄
- ۱.۱k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط