{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کنارم رد شدی بیاعتنا نشناختی

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختی
چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی
در تمام خاله ‌بازی ‌های عهد نامزدیت
عشقت بودم همیشه بی ‌وفا نشناختی؟
لی ‌له ‌باز کوچه ‌ی مجنون صفت ‌ها فکر کن
جنب مسجد، خانه ‌ی آجرنما، نشناختی؟
دختر همسایه! یاد جرزنی هایت به خیر
این منم تک ‌تاز گرگم‌ برهوا، نشناختی؟
اسم من آقاست اما مدتها پیش این نبود
ماه بانو یادت آمد؟ من سعیدبودم که! نشناختی؟
کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است
آه! آری تازه فهمیدم چرا نشناختی

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻨﻢ ﻟﺮﺯﯾﺪ از آن روزی که ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺩﯾﺪﻡ به ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﯼ ﺷﯿﺮها...

کنون که وضعیت روزگار عادی نیست بیا چو بید بلرزیم اگرچه بادی ...

خسته ام مثل تمام دخترکان گل فروش که انگار کز ازل بخت و خوشی ...

قضاوت می کند تاریخ... بین خانِ ده با من که از من شعر می ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط