{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی مافیای من Part

ددی مافیای من Part15
ویو جنی رفتم پایین دیدم کوک میزو چیده بود و انگار منتظر من بود رفتن رو یکی از میزا نشستم که گفت
_کی بود؟




+بینا.... دو ساعت داشت از رابطه ی عاشقانش با تهیونگ میگفت


_مگه تهیونگ با بیناس
+خسته نباشی.. تازه هیونجین هم با اهیونه و شوگا هم با سوآ


_واقعا



+به جون خودت..... تازه میدونستی سوآ با شوگا رابطه داشته


_رابطه ی چی


+جنسی


_عَلَکی


+به جون تو


_چرا هی جون منو قسم میخوری


+دوست داشتم

_دوست نداشته باش
+دارم

_باشه دیگه بسه غذاتو بخور
+باش
ویو کوک
داشتیم غذا میخوردیم که تهیونگ زنگ زد
_بیا حلال زادس

+تهیونگه

_اره

+بزار رو بلند گو

_اوک

(علامت تهیونگ#)

#کوککککککککک

_چته بابا حیوان چرا داد میزنی

#کوک با بینا رل زدممممممم

_به چپ ترین نقطه ی راستم

#یعنی برام خوشحال نشدی داداش خیلی پفیوزی

_تازه فهمیدی

#عاا ولا

_خب مبارکه داداش ایشالله فردا کات کنید بهت خیانت کنه پایدار نباشید بای

#داداش تعریف بود یا تخریب

_هردو خدا حافظ










خماریییی





#شش_پارتی #درخواستی #jxdj
دیدگاه ها (۲)

ددی مافیای من 𝓟𝓪𝓻𝓽16ویو کوک گوشیو تو صورت تهیونگ قطع کردم ب...

کپشن

ددی مافیای من14ویو کوک رفتم تو اشپز خونه دیدم جنی داره اشپزی...

ددی مافیای من Part13ویو جنی وقتی سوار ماشی شدیم سکوت سنگینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط