{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وشب

وشب
حکایت دردهایی ست
که یک به یک
 برایم ،
لالایی می خوانند
من بی شب
 کجای قصه را سرکنم
که این شب
 هزارو یک درد ،
به جان من می ریزد...
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

جایی برای عشق در قلبت کنار بگذارزیرا عشق تورا زیباتر می کند ...

حقیقت این بود..!خوب موقعی دیدَمت،وسط پاییز؛آنجا که همه رنگعو...

ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ بر دﻝ ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣن ...

ما اشتباه کردیم بزرگ شدیم! به نظرم ما باید همان جایی که دل د...

‌پدر!!سرت را روی پاهایم بگذار...در آسمان چشم هایت " ماه " می...

مرور میکنم هر شب قبل از خوابتمامِ خاطراتت را...مانند قرصِ آر...

دستهای مادرم کتابی بودن که هیچ نویسنده ای توان نوشتن شان را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط