پارت دوازدهم ستاره من
پارت دوازدهم ستاره من
یک ماه بعد و یک روز قبل ولنتاین:
آی : فردا فیلم منو هیکارو رو پخش میکنن هوراااااااااا حالا برم یواشکی یک شکلات قلبی برای هیکارو درست کنم خب برم کتاب آشپزی رو بیارم
بعد کلی آشپزی کردن :
آی کل انگشتاشو زخمی کرد اونم بخاطر هیکارو که آخر تونست یک شکلات قلبی خیلی خوشگل درست کنه
و شکلاته خیلی بوی خوبی گرفته بود اونم بخاطر آی چون آی با دستای خوشبو ش درستش کرد
ای : بالاخره موفق شدم الان میرم مینویسم از طرف آی و کلی تزئینش میکنم تم خرگوشیش میکنم خیلی ناناص میشه
بعد کلی تزئین کردن دستشو بدبخت برید
چون بلد نبود تزئین کنه بالاخره موفق شد که تزئینش کنه و خیلی زیبا تزئینش کرد
آی از یه فرمولی برای اون شکلاته استفاده کرد که خیلی خوشمزه ش کرد
آی : وای خیلی خوشحالم حتما اینو به هیکارو میدم
فردا صبح:
ایچیگو سایتو : آی کجا رفتی
آی گفت رفتم صبحونه بخرم نون و پنیر و عسل بخرم و بیام بخوریم ایچیگو سایتو : باشه
بعد خریدن:
آی : خب بفرما خریدم
بیا بخوریم
بعد صبحونه خوردن:
آی گفت: من بهتره برم مدرسه
ایچیگو سایتو : باشه
آی : خداحافظ
ایچیگو سایتو در ذهنش :امروز این دختر چرا یدفعه بال در آورد
آی وقتی به مدرسه رسید دید کلی دختر دارن بهش شکلات میدن ولی اون قبول نمیکنه
آی در ذهنش میگه : شاید مال منم قبول نکنه خیلی ناراحت کننده ست که شکلاتای دخترا رو قبول نمیکنه
همون موقع هیکارو اومد به آ گفت: تو برای من ش.....
همون موقع معلم اومد داخل کلاس گفت بشینید بچه ها
همه نشستند
زنگ تفریح شد:
آی رفت پیش هیکارو و گفت: این شکلات برای توعه میدونم که قبولش نمیکنی پس میتونی بگیری و بندازیش
هیکارو با گونه های سرخ گفت: نخیر نمیندازمش قبولش میکنم
آی : چیشد واقعا؟
هیکارو : معلومه
آی : تو چقدر مهربونی
هیکارو : راستش من.....
همون لحظه کایون میاد به آی میگه آی میشه دو دقیقه دفترتو بدی
آی : باشه
کایون : خیلی ممنونممممم
آی : مگه چیشده
کایون : چون یجایی رو جا انداختم و نتونستم بنویسم
آی : اه پس اشکالی نداره بگیر
آی به هیکارو گفت : خیله خب من دیگه باید برم پیش گروهم
هیکارو: باشه
آی : بعدا میبینمت
هیکارو : منم همینطور...... ادامه دارد ۳۰۰ تاییم کنید پارت بعدی رو بزارم قشنگام
یک ماه بعد و یک روز قبل ولنتاین:
آی : فردا فیلم منو هیکارو رو پخش میکنن هوراااااااااا حالا برم یواشکی یک شکلات قلبی برای هیکارو درست کنم خب برم کتاب آشپزی رو بیارم
بعد کلی آشپزی کردن :
آی کل انگشتاشو زخمی کرد اونم بخاطر هیکارو که آخر تونست یک شکلات قلبی خیلی خوشگل درست کنه
و شکلاته خیلی بوی خوبی گرفته بود اونم بخاطر آی چون آی با دستای خوشبو ش درستش کرد
ای : بالاخره موفق شدم الان میرم مینویسم از طرف آی و کلی تزئینش میکنم تم خرگوشیش میکنم خیلی ناناص میشه
بعد کلی تزئین کردن دستشو بدبخت برید
چون بلد نبود تزئین کنه بالاخره موفق شد که تزئینش کنه و خیلی زیبا تزئینش کرد
آی از یه فرمولی برای اون شکلاته استفاده کرد که خیلی خوشمزه ش کرد
آی : وای خیلی خوشحالم حتما اینو به هیکارو میدم
فردا صبح:
ایچیگو سایتو : آی کجا رفتی
آی گفت رفتم صبحونه بخرم نون و پنیر و عسل بخرم و بیام بخوریم ایچیگو سایتو : باشه
بعد خریدن:
آی : خب بفرما خریدم
بیا بخوریم
بعد صبحونه خوردن:
آی گفت: من بهتره برم مدرسه
ایچیگو سایتو : باشه
آی : خداحافظ
ایچیگو سایتو در ذهنش :امروز این دختر چرا یدفعه بال در آورد
آی وقتی به مدرسه رسید دید کلی دختر دارن بهش شکلات میدن ولی اون قبول نمیکنه
آی در ذهنش میگه : شاید مال منم قبول نکنه خیلی ناراحت کننده ست که شکلاتای دخترا رو قبول نمیکنه
همون موقع هیکارو اومد به آ گفت: تو برای من ش.....
همون موقع معلم اومد داخل کلاس گفت بشینید بچه ها
همه نشستند
زنگ تفریح شد:
آی رفت پیش هیکارو و گفت: این شکلات برای توعه میدونم که قبولش نمیکنی پس میتونی بگیری و بندازیش
هیکارو با گونه های سرخ گفت: نخیر نمیندازمش قبولش میکنم
آی : چیشد واقعا؟
هیکارو : معلومه
آی : تو چقدر مهربونی
هیکارو : راستش من.....
همون لحظه کایون میاد به آی میگه آی میشه دو دقیقه دفترتو بدی
آی : باشه
کایون : خیلی ممنونممممم
آی : مگه چیشده
کایون : چون یجایی رو جا انداختم و نتونستم بنویسم
آی : اه پس اشکالی نداره بگیر
آی به هیکارو گفت : خیله خب من دیگه باید برم پیش گروهم
هیکارو: باشه
آی : بعدا میبینمت
هیکارو : منم همینطور...... ادامه دارد ۳۰۰ تاییم کنید پارت بعدی رو بزارم قشنگام
- ۳.۲k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط