{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز صبح فهمیدم

امروز صبح فهمیدم
هنوز عاشقت هستم ...!!
چون باز هم
چشمانم را گشودم
باز هم صدای گنجشک‌ها را شنیدم
و باز هم بوی پاییز به مشامم رسید ...
دیدگاه ها (۳)

چمدانش را بست و رفت!تابستان را میگویم...وقتی دید مردم این سر...

و شاید پاییزحکایت عشق زنجیروار برگ هاستهر کدام به خاطر دیگری...

فصلِ خرمالوهاے گَسِ نارنجے ،جیغِ برگهاےِ طَلاڪوبزیر دست و پا...

زیر و رو کرده ام تمامعاشقانه ها را"علوی" با چشمهایش"شاملو" ب...

چند پارتی[از خون تا عشق]

پویش دعوت به مطالعه کتاب هارداسان

Part 4صبح روز بعد، دیار زودتر از همه بیدار شد.بیرون کلبه، مه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط