پارت
پارت ۱
ویو کوک
وای خستم باید دوباره برم توی این مدرسه کوفتی ۱۶ سالمه و توی مدرسه برام قلدری میکنن هیچ دوستی هم ندارم مامان و بابامم خو هیچ کاری نمیکنن منو خواهرمم باید بریم سر کار براشون پول بیاریم
صبحونه نخوردم و باید با خواهرم برم مدرسه
وسط راه بودیم که باز دوبار اون سوهو حر*مز*ده اومد
سوهو : به به چطوری
اصن بهش توجه نکردم که اومد و دستشو انداخت دور گردنم
سوهو: نمیخوای نگام کنی اگر نکنی خواهرتو میبریم باهاش کار داریم ، برمیگرده هانول رو میبینع و یه نیشخند میزنه با یه چشمک
ویو کوک
حیف که مبارزه بلد نیستم وگرنه خدا میدونه چه بلایی سرش میاوردم وقتی که راجب خواهرم گفت خون جلو چشمام رو گرفته بود که برگشت بهش چشمک زد رگ گردنم زده بیرون که سوهو زد تو گوشم
...
ادامه داره
ویو کوک
وای خستم باید دوباره برم توی این مدرسه کوفتی ۱۶ سالمه و توی مدرسه برام قلدری میکنن هیچ دوستی هم ندارم مامان و بابامم خو هیچ کاری نمیکنن منو خواهرمم باید بریم سر کار براشون پول بیاریم
صبحونه نخوردم و باید با خواهرم برم مدرسه
وسط راه بودیم که باز دوبار اون سوهو حر*مز*ده اومد
سوهو : به به چطوری
اصن بهش توجه نکردم که اومد و دستشو انداخت دور گردنم
سوهو: نمیخوای نگام کنی اگر نکنی خواهرتو میبریم باهاش کار داریم ، برمیگرده هانول رو میبینع و یه نیشخند میزنه با یه چشمک
ویو کوک
حیف که مبارزه بلد نیستم وگرنه خدا میدونه چه بلایی سرش میاوردم وقتی که راجب خواهرم گفت خون جلو چشمام رو گرفته بود که برگشت بهش چشمک زد رگ گردنم زده بیرون که سوهو زد تو گوشم
...
ادامه داره
- ۷۷
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط