{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت شخصی به منصب ومقامی عالی

#حکایت شخصی به منصب ومقامی عالی
رسید یکی ازدوستان قدیمی اش برای تبریک به نزداورفت ولی آن شخص به اواعتنایی نکردوتنها ازوی پرسیدکیستی وبرای چه کارآمده ای دوست که چنین دید گفت من فلان دوست قدیمی توام چون شنیدم که ازدیده نابینا شده ونعمت چشم را ازدست داده ای برای تسلیت ودلداری توآمده ام آن شخص خجالت زده شدبسیارمعذرت خواهی کردوازوی پذیرای کرد.
دیدگاه ها (۱)

حکایتی از لقمه حرام‏‏ فضل بن ربيع مى گويد: شريك بن عبد اللّه...

قابل توجه مردان بولهوس :مرغ همسایه غاز است . حتما بخوانید زی...

درزمان های دورحاک می با لباس مبدل به برای سرکشی ودرک اوضاع ب...

حکایتی‌بسیارزیباوخواندنیدر روزگاران قدیم، جوانی که در شهر به...

بخووووووووونید ...پشیمون نمیشید#Helia.kianiتوجه ...

قابل توجه مردان بولهوس :مرغ همسایه غاز است . حتما بخوانید زی...

مرغ همسایه غاز است . حتما بخوانید زیبا وآموزندهدرزمان های دو...

❗مرغ همسایه غاز است . حتما بخوانید زیبا وآموزنده❗درزمان های ...

با درود وسلام امروز مطالبم رو در قالب داستان و حکایت ارائه م...

جان من این قدر خنده داره نگو.هیچی بخونید.ماه خال دار گویند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط