یه پنجره با یه قفس، یه حنجره بی همنفس، سهم من از بودن تو.
یه پنجره با یه قفس، یه حنجره بی همنفس، سهم من از بودن تو...شادمهر
ای که بی تو خودمو، تک و تنها میبینم، هر جا که پا میزارم...داریوش
بگذر ز من ای آشنا، چون از تو من دیگر گذشتم...عارف
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من ...سیاوش قمیشی
از این زندگی خالی،منو ببر به اون سالی،که تو اسممو پرسیدی.به روزی که منو دیدی...احسان خواجه امیری
تو چشم من.تویی که آسمونی.تو خواب من.تویی که مهربونی.تویی که واژه واژه دلنشینی.هنوز عزیز.هنوز عزیزترینی...حامی
.
.
.
هنوزم ادامه داره ولی دیگه بسه، خوبه خودم گفتم یه آهنگ ッ
ای که بی تو خودمو، تک و تنها میبینم، هر جا که پا میزارم...داریوش
بگذر ز من ای آشنا، چون از تو من دیگر گذشتم...عارف
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من ...سیاوش قمیشی
از این زندگی خالی،منو ببر به اون سالی،که تو اسممو پرسیدی.به روزی که منو دیدی...احسان خواجه امیری
تو چشم من.تویی که آسمونی.تو خواب من.تویی که مهربونی.تویی که واژه واژه دلنشینی.هنوز عزیز.هنوز عزیزترینی...حامی
.
.
.
هنوزم ادامه داره ولی دیگه بسه، خوبه خودم گفتم یه آهنگ ッ
- ۲.۹k
- ۰۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط