{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تنها

فصل 𝟐
𝑷𝒂𝒓𝒕 : 𝟓
ویو دامیان
رفتم به پارک پارکور فیلیکس اونجا بود
فیلیکس : « درود » { مرگ درود🗿}
دامیان : « زود کارتو بگو مسخره من الاف نیستم کلی کار رو سرم ریخته »
فیلیکس : « چته داداش یواش خب حالا آقای عاشق... »
هنوز حرف فیلیکس بدبخت تموم نشده بود که دامیان یه چک زد تو صورت فیلیکس و از اونجا رفت
ویو فیلیکس
خب تا حالا بهم چک نزده بود که اونم زد😍💔
مهم نیست من فقط اومدم که مراقب باشم تا اون کاری نکنه که مامان ازش بدش بیاد
نباید بفهمه من واقعا کیم
ویو آنیا
نوتیف پیام از یکی
« آنیا واقعا از دامیان بدت میاد؟شاید بهتر باشه باهاش بری تو رابطه ها »
گوشی رو پرت کردم رو تخت و رفتم تا باند رو ببرم بیرون
ꔛ بکی اگه میدونستی من تلپاتی ام خودتم طرفم نمیومدی ꔛ
ویو دامیان
داشتم از خیابون رد میشدم که یهو آنیا رو دیدم
این بهترین فرصت برای نزدیک شدن به آنیا بود
ꔛ خوب حواسم رو جمع کردم تا کسی به آنیا صدمه نزنه ꔛ
آنیا : 〰︎ ꔛ یعنی انقدر میخواد به من نزدیک بشه؟یعنی بکی راست میگه که اون عاشق منه ؟ ꔛ
« میدونم پشت سرمی🙂‍↔️»
دامیان : « آنیا چان....یه لحظه...برگرد این طرف»ꔛ الان فرصت خوبی برای پیشنهاد دادن بهشه ꔛ
آنیا برگشت دامیان هم زانو زد و گفت : « خانم فورجر آیا قبول میکنید که بانو من بشید؟ »
آنیا : « خیر🗿» { اتفاقات غیر منتظره Core : }
و اینگونه بازم دامیان شکست خورد
ویو آنیا تو خونه
خب.....بکی راستش منم یه خورده بهش علاقه دارم ولی معلوم نیست چه آدمیه که نه به اون تند روندنش نه به اینکه ازم محافظت میکنه( پشت تلفنن )
بکی : « حس نمیکنی توقع هات برای چند سال بعده ؟ به هر حال از الان باید بانوش بشی تا این توقعاتت اتفاق بیوفته پس به حرف من گوش کن دفعه بعد که به پیشنهاد داد..... فهمیدی؟ »
آنیا : « آره فهمیدم »
تصمیم گرفتم دفعه بعد کاری که بکی گفت رو انجام بدم
الانم میخوام باند رو ببرم بیرون
ویو دامیان
بعد چند سال بلاخره از دوست پدر نامه رسیده گفته که میخواد پسرش کای رو بفرسته اینجا تا هم اون تنها نباشه هم من خب خوبه فقط مشکل اینجاست که اگه دفترام یا کتابامو ببینه بیچاره میشم
وایسا
گفت که قراره امروز ساعت ۷ بیاد ؟
ولی الان که ساعت ۶ و نیمه🤦
وای حالا چجوری این همه وسیله های پخش و پلا رو جمع کنم😍💔
( دامیان مرتب بود ولی از وقتی خونه مجردی گرفت و همش بیرون بود وقت نکرد اتاق رو جمع کنه )
خماریییی😁😁
دیدگاه ها (۰)

بیوگرافی فیلیکس

عشق تنها

موهای صورتیت *پارت ۲۸*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط