چند پارتی از جونگکوک (درخواستی)
چند پارتی از جونگکوک (درخواستی)
(تو فقط مال منی)
پارت ده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ویو ات)
ماشین رو داخل پارکینگ پارک کرد از ماشین پیاده
شد و سمتم اومد براید استایل بغلم کرد و به سمت
داخل رفت.....
آجوما در رو باز کرد...
آجوما: خوش.. خوش اومدید
ات: سلام آجوما جونم(انگار نه انگار الان به گاه میره😂)
جونگکوک به سمت پله ها رفتم...
رسیدیم به اتاق و وارد شدیم جونگکوک در رو قفل کرد..
ات: جونگکوک تو که جدی نمیخوای منو....
حرفم تموم نشده بود که لبش رو چسبوند به لبم
مک های خیلی عمیق میگرفت...
احساس میکردم الان لبم کنده میشه داخل اتاق
فقط صدای بوسه هامون بود....
با حس نفس تنگی که بهم دست داد به شونه هاش زدم
فهمید چی میگم لبش رو از لبم فاصله داد پیشونیش رو
چسبوند به پیشونیم.. همین که خواستم نفس بگیرم دوباره
بوسه رو شروع کرد....
اونقدری بوسه ادامه داشت که گوشه لبم پاره شد و خون
رو داخل دهنم مزه کردم ولی ول کن نبود مثل یه گرگ که
تشنه آبه لبام رو میخورد....
همراه با بوسه ها به سمت تخت رفت منو رو تخت پرت کرد
پیرهنش رو در آورد و به سمتم هجوم آورد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد......
خوشگلام برای خوندن اسمات بیاید داخل کامنت ها البته
با تسبیح 📿📿
(تو فقط مال منی)
پارت ده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ویو ات)
ماشین رو داخل پارکینگ پارک کرد از ماشین پیاده
شد و سمتم اومد براید استایل بغلم کرد و به سمت
داخل رفت.....
آجوما در رو باز کرد...
آجوما: خوش.. خوش اومدید
ات: سلام آجوما جونم(انگار نه انگار الان به گاه میره😂)
جونگکوک به سمت پله ها رفتم...
رسیدیم به اتاق و وارد شدیم جونگکوک در رو قفل کرد..
ات: جونگکوک تو که جدی نمیخوای منو....
حرفم تموم نشده بود که لبش رو چسبوند به لبم
مک های خیلی عمیق میگرفت...
احساس میکردم الان لبم کنده میشه داخل اتاق
فقط صدای بوسه هامون بود....
با حس نفس تنگی که بهم دست داد به شونه هاش زدم
فهمید چی میگم لبش رو از لبم فاصله داد پیشونیش رو
چسبوند به پیشونیم.. همین که خواستم نفس بگیرم دوباره
بوسه رو شروع کرد....
اونقدری بوسه ادامه داشت که گوشه لبم پاره شد و خون
رو داخل دهنم مزه کردم ولی ول کن نبود مثل یه گرگ که
تشنه آبه لبام رو میخورد....
همراه با بوسه ها به سمت تخت رفت منو رو تخت پرت کرد
پیرهنش رو در آورد و به سمتم هجوم آورد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد......
خوشگلام برای خوندن اسمات بیاید داخل کامنت ها البته
با تسبیح 📿📿
- ۴۸۶
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط