{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من باران های پیش بینی ناشده را دوست می دارم

من باران های پیش بینی ناشده را دوست می دارم
دویدن بچه ها
هجوم کبوتران به پل های راه آهن
پاره شدن چرت کشتی های تنبل در باراندازها
بی تفاوتی گربه ها در گرم ترین گوشه ی پنجره
چسبندگی پیراهن های خیس
و بازگشت رنگ های پنهان به چهره ها
به برگ ها به سنگ ها به آجرها...
کسی در باران نقش بازی نمی کند...
دیدگاه ها (۱)

لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروندخواب می مانند کار نمـــــی کن...

ﺍﺯ ﻧﻘﺶ ﻫﺎﯼ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪﺩ...

....

یک عمر باید بگذرد تا بفهمی بیشتر غصه هایی که خوردی نه خوردنی...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

عنوان رمان: پیمانِ یخ و آتش‌## پارت سوم: شکاف در دیوارِ یخ‌م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط