{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏بازهم با بغض و گریه در خیابانی که نیست

‏بازهم با بغض و گریه در خیابانی که نیست

چشم در راه توام در زیر بارانی که نیست

میرسی از راه و می خندی، سلامت میکنم

زیر برف و کاج ها، ظهرِ زمستانی که نیست .
دیدگاه ها (۰)

امان از حرفایی که تو سرت می‌چرن و نمی‌تونی به زبون بیاریشون ...

‌علاج درد مشتاقان، طبیب عام نشناسدمگر لیلی کند درمان، غمِ مج...

‏دلم گرفته و کاری نمی کند بارانچقدر حال و هوایم شبیهِ اهواز ...

‏من آن مجنون افتاده ز پا از جور یارانمکه صد لیلی اگر آید، ز...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

چشم انتظارِ توامجایت اینجا خالی‌ستچون صدفی که نیست در آن دُر...

ظهر عاشوراس...امام زمان داره خون گریه میکنه... همین که من زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط