{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایی را سربــازی فهمید

تنهایی را سربــازی فهمید
که مرخصی داشت اما جایی برای رفتن نداشت
دیدگاه ها (۳)

تقسیم میکنم ، سهم روزهای آینده ام را …یا در کنار تو یا در یا...

یه روزایی هست که آدم خل میشه، بهانه گیر میشه. این وقتا فقط ی...

خدایا مرا چه طعمی آفریدی که همه از من زود سیر میشوند

امید مـن شــده روزی که مرد خانه تو هستیقدم قدم برسم تا به خا...

من اهل جایی ام که جهنم پیشش قطب شماله. من از جهنم مرخصی گرفت...

تنهایی پا نداشت وگرنه اونم میرفت

...جمعه‌ها، قرارگاهِ دلها بوداما غرورِ بیخود، قرارگاهِ تنهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط