آدمکی از چوب ساختم که نه چیزی میگوید ونه چیزی میخورد

آدمکی از چوب ساختم ،که نه چیزی می‌گوید ونه چیزی میخورد
تنها با چشمان ثابتش نگران دور دست هاست
وشاید...
به یاد می آورد که روزگاری برگ هایی کوچک وزیباداشته
برگ هایی که نفس می کشیده اند ...
آدمک چوبی از درخت دور افتاد وبه آدم ها نزدیک شد
اما افسوس
نه آدم شد ونه درخت ...
دیدگاه ها (۴)

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟!"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ "ﺩﻟﺒﺴﺘ...

درنقاشیهایم تنهاییم راپنهان میکنمدرنوشته هایم درددلم رادردلم...

روانشناسی لبخند ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ :ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭ...

"بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند"؛آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چ...

3:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلایستادم. صدای خش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط