{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام خوشگلای من

سلام خوشگلای من🎀🤍
به مناسبت روز دختر قراره دو پارت براتون بزارم✨️
الیته دیگه روزش گذشت😅
ولی دو پارت براتون میزارم🫠🎀

𝓜𝔂 𝓗𝓳𝓷𝓰 “𝓟𝓪𝓻𝓽 ³”

@میشه بجای دختر کوچیکم یعنی ا/ت دختر بزرگم رو ببرید؟

*ویو مادر ا/ت*
*ص... صبرکن چی؟ یعنی چی؟ این مرد میخواد چیکار کنه؟*

÷خب... پسر من تاحالا دخترتون رو ندیده...

&بنظرم بهش بگیم بیاد

÷آره نظر خوبیه

*آقای کیم گوشیش رو از تو جیبش بیرون آورد و دنبال شماره ی پسرش گشت و زنگ زد و گوشی رو نزدیک گوشش کرد و بعد چند لحظه صدای ضعیفی از پشت گوشی اومد*

...–

÷الو تهیونگ بیا خونه آقای لی

...–

÷کار نداشته باش فقط بیا

...–

÷منتظرم

*آقای کیم گوشی رو قطع کرد و توی جیبش گذاشت و منتظر تهیونگ نشستن*
*منم بلند شدم و رفتم طبقه بالا تا جسیکا رو صداکنم و رفتم سمت در اتاقش و در زدم*

×بله؟!

☆آماده شو بیا بیرون برات خواستگار اومده

×خواستگار؟!

☆آره بجنب

*بعد از اینکه جسیکا رو صدا زدم بعد از چند دقیقه اومد بیرون و باهم رفتیم پایین وقتی به پایین نگاه کردم به پسر خوشتیپ روی مبل نشسته بود یکم که بوصورتش دقت کردم دیدم پسر آقای کیم یعنی تهیونگ... اون واقعاپسر جذابی بود*

×مامان این ه... همون پسرست؟!*آروم و با استرس*

☆آره همونه*زمزمه*

×اها...

*رفتیم پایین و نشستیم رو مبل ولی تهیونگ سرش تو گوشی بود و جسیکا هی پاش و تکون میداد و ناخون دستشو میخورد*
*ویو جسیکا*
*داشتیم از پله ها پایین میومدیم که دیدم تهیونگ روی مبل نشسته... شت!... اون اینجا چیکار میکنه؟؟*

×مامان این ه... همون پسرست؟!*آروم و با استرس*

☆آره همونه*زمزمه*

×اها...

*رفتیم پایین و روی مبل نشستیم تهیونگ سرش تو گوشی بود و داشت به یه چیزی نگاه میکرد و منم هی داشتم پام رو تکون میدادم و ناخون دستم و میخوردم که بابام سر صحبت باز کرد*

@خب اینم از دختر اولم جسیکا... آقای کیم نظرتون چیه؟

&به به چه دختر پاک و زیبایی

÷چه دختر زیبایی... خیلی به تهیونگ میاد

*از تعريفشون لبخند کم رنگی زدم و متوجه نگاه های عصبی تهیونگ شدم*

–ببخشید! منظورتون از زیبا کیه؟*با لحن تند*

*ویو تهیونگ*
*داشتم به عکس های ا/ت نگاه میکردم که آقای لی شروع کرد به حرف زدن من هم گوشیم خاموش کردم و گذاشتم کنار و وقتی سدم و بالا آوردم دختری که آقای لی داشت ازش حرف میزد جسیکا... همون دختری بود که هفته پیش پارتنر سکسم بود وقتی دیدمش عصبی شدم(هارو:جوننن تو فقط عصبی شو) و با شنیدن تعرف های پدرم بیشتر عصبی شدم و ازش پرسیدم:*

–ببخشید منظورتون از زیبا کیه؟*با لحن تند*

...÷
دیدگاه ها (۳)

𝓜𝔂 𝓗𝓳𝓷𝓰 “𝓟𝓪𝓻𝓽 ²”*ویو بابای ا/ت**وقتی رفتیم پایین و مهمون رو ...

𝓜𝔂 𝓚𝓲𝓷𝓰 “𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹”*ویو مادر ا/ت*☆دیگه نمیشه با این وضعیت پیش ر...

درمانگر عشق. پارت۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط