درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی همش با هان وقت میگذرونه.......
ویو سونگمین
ساعت روی دیوار ساعت ۲ شب رو نشون میداد دقیقا ۷ ساعت پیش لینو گفت که با هان داره میره بار و وقتی از منم خواست که برم منه احمق درخواستشو رد کردم و گفتم میخوام فیلم ببینم از اونموقع ۶ تا فیلم سینمایی دیدم ولی از هیچکدومشون چیزی نفهمیدم چون حواسم پیش لینوعه....اصن اینروزا همش پیش هانه درسته که باهم دوستن ولی نباید انقد باهم باشن من و لینو هم اول دوستای عادی بودیم و بعد شدیم کاپل....
+یعنی داره با هان لاس میزنه یا داره باهاش میرقصه...هوففففف چه غلطی کردم که نرفتم
+بزار بهش زنگ بزنم ببینم چیکار میکنه
؟:(مشترک مورد نظر دردسترس نمیباشد)
+تف تو روحت لی مینهو
(زنگ در به صدا در اومد)
سونگمین رفت سمت در و اونو باز کرد که دید لینو مست جلوی در ایستاده و تعادل نداره اما بجای اینکه کمکش کنه بیاد داخل بی تفاوت رفت سمت اتاق خواب...
_یعنی انقد برات تکراری شدم؟
+فکر کنم من برا تو تکراری شدم
_منظورت چیه دقیقاً؟
+وقتی با هان وقت میگذرونی باید منظور منم متوجه شی
_اها الان فهمیدم تو داری به هان حسودی میکنی(نگاه شیطنت آمیز)
+نخیرم مگه اون چی بیشتر از من داره که بهش حسودی کنم بعدشم مگه تو مست نبودی؟ الان به همون سگ مستیت ادامه بده
_با این مود تو هرچی خورده بودم پرید حالاهم بحثو نپیچون بگو چته
+چیزیم نیست
_سونگمین!
+(سکوت)
_سونگمین!!
+چیه؟
_کاری کردم که از دستم ناراحتی؟
+اوهوم
_چیکار؟
+این چند روز اصن بهم توجه نمیکنی و هرروز با هان میری بیرون
_ما فقط دوستیم
+منو و توهم دوست بودیم
_اما دوستی منو و هان فرق داره و زیادی عادیه
+امیدوارم که کنار این دوستی عادیتون به منم توجه کنی
_اوه پس پسر کوچولوی من توجه میخواد
+اوهوم
_باشه پس اون توجهی که میخوایی رو بهت میدم....
END
#تکپارتی
وقتی همش با هان وقت میگذرونه.......
ویو سونگمین
ساعت روی دیوار ساعت ۲ شب رو نشون میداد دقیقا ۷ ساعت پیش لینو گفت که با هان داره میره بار و وقتی از منم خواست که برم منه احمق درخواستشو رد کردم و گفتم میخوام فیلم ببینم از اونموقع ۶ تا فیلم سینمایی دیدم ولی از هیچکدومشون چیزی نفهمیدم چون حواسم پیش لینوعه....اصن اینروزا همش پیش هانه درسته که باهم دوستن ولی نباید انقد باهم باشن من و لینو هم اول دوستای عادی بودیم و بعد شدیم کاپل....
+یعنی داره با هان لاس میزنه یا داره باهاش میرقصه...هوففففف چه غلطی کردم که نرفتم
+بزار بهش زنگ بزنم ببینم چیکار میکنه
؟:(مشترک مورد نظر دردسترس نمیباشد)
+تف تو روحت لی مینهو
(زنگ در به صدا در اومد)
سونگمین رفت سمت در و اونو باز کرد که دید لینو مست جلوی در ایستاده و تعادل نداره اما بجای اینکه کمکش کنه بیاد داخل بی تفاوت رفت سمت اتاق خواب...
_یعنی انقد برات تکراری شدم؟
+فکر کنم من برا تو تکراری شدم
_منظورت چیه دقیقاً؟
+وقتی با هان وقت میگذرونی باید منظور منم متوجه شی
_اها الان فهمیدم تو داری به هان حسودی میکنی(نگاه شیطنت آمیز)
+نخیرم مگه اون چی بیشتر از من داره که بهش حسودی کنم بعدشم مگه تو مست نبودی؟ الان به همون سگ مستیت ادامه بده
_با این مود تو هرچی خورده بودم پرید حالاهم بحثو نپیچون بگو چته
+چیزیم نیست
_سونگمین!
+(سکوت)
_سونگمین!!
+چیه؟
_کاری کردم که از دستم ناراحتی؟
+اوهوم
_چیکار؟
+این چند روز اصن بهم توجه نمیکنی و هرروز با هان میری بیرون
_ما فقط دوستیم
+منو و توهم دوست بودیم
_اما دوستی منو و هان فرق داره و زیادی عادیه
+امیدوارم که کنار این دوستی عادیتون به منم توجه کنی
_اوه پس پسر کوچولوی من توجه میخواد
+اوهوم
_باشه پس اون توجهی که میخوایی رو بهت میدم....
END
- ۱۵.۹k
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط