بگیر دست مرا

بگیر دست مرا
تا تب تو را بسرایم
تو را تپنده‌تر از نبض واژه‌ها بسرایم
نپرس تازه چه داری
که هر دقیقه که هر آن
بگیر دست مرا و بخواه تا بسرایم ...!
دیدگاه ها (۱)

وقتی خدا می خواست تو را بسازد،چه حال خوشی داشت، چه حوصــله ا...

"بوسه" را گذاشته اند برای همین جور موقع ها دگر عزیزِ جانمهمی...

عطرت هوا می شود برای نفسنامتضربآهنگ در قلب ..و چشمهایتآرامش ...

و عشق تنها به خاطر وجود توست، که زیباستبه خاطر وجود غنج هایی...

دست مرا بگیر، که باغِ نگاه تو...چندان شکوفه ریخت... که هوش ا...

🩵🩵🩵🩵🪶دست مرا بگیرکه باغ نگاه تو چندان شکوفه ریختکه هوش از سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط