بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ایشان میفرماید: امروز دیگر مسئلۀ بهشت و جهنم برای بیشتر مردم اهمیتی ندارد، چون انسان امروزی مادی گرایانه تربیت میشود،مادیگرایانه رشد میکند، بر اساس اعداد و ارقام محسوس و قابل شمارش بزرگ می شود، براساس منطقِ سیلی نقد به از حلوای نسیه. زندگی میکند، بنابراین روش تربیتی و الگو های رفتاری وی باعث میشود که اندیشۀ بهشت و جهنم نزد او بیفروغ شود و در او انگیزهای ایجاد نکند.
ایشان توضیح میدهد که با مسائل اعتقادی نمیشود انسانها را تربیت کرد، همین روشی که الان آموزش و پرورش ما دارد. میفرماید شاید عقلاً به آن باور داشته باشد، باور دارد بهشت و جهنم هست،اما این اندیشه احساسات او را تحریک نمیکند.
از این مهمتر اینکه ایشان می فرماید: اینکه مسلمانان صدر اسلام جانشان را فدای اسلام میکردند و در راه اسلام از خودگذشتگی مینمودند و در این مسیر از هم پیشی می گرفتند بخاطر بهشت و جهنم نبود، بلکه بخاطر این بود که به اسلام عشق میورزیدند و می دیدند جاهل بودند اسلام آنها را عالم کرد، پراکنده بودند اسلام آنها را یکپارچه کرد، سرگردان بودند اسلام آمد هدایتشان کرد، فقیر بودند اسلام آمد سیرشان کرد. یعنی فواید مادی دین را دیدند. در صدر اسلام هم پیامبر اکرم (ص) با قیامت، مردم را به دین دعوت نکرد، بلکه فواید اجتماعی دین را نشان داد.
بعد میفرماید: برای این اسلام خودشان را وقف کردند و جان دادند. بنابراین به ناچار باید دو اقدام انجام دهیم، یک : وقتی به تاجری یا زن فقیری دستورات اسلامی را می گوییم، در کنارش به او بگوییم که اگر در این راه استقامت کنی، اسلام این سختیها را برای تو به رفاه و خوشبختی بدل میسازد، نه بعد از مرگ.چون این انسان در عالم حس و جهان مادی زندگی کرده است، این سخن که فقط بعد از مرگ، دین برای تو خوشبختی میآوردهیچ زمان کافی و مؤثر نخواهد بود؛ حتی در زمان خود پیامبر (ص). بلکه به انسان میگوییم تو امروز سختی های دینداری رابپذیر و همین فردااسلام راه خوشبختی را در مقابل تو باز میکند.(سخنرانی شهید صدر 2 اسفند 1348 شمسی)
ایشان میفرماید: امروز دیگر مسئلۀ بهشت و جهنم برای بیشتر مردم اهمیتی ندارد، چون انسان امروزی مادی گرایانه تربیت میشود،مادیگرایانه رشد میکند، بر اساس اعداد و ارقام محسوس و قابل شمارش بزرگ می شود، براساس منطقِ سیلی نقد به از حلوای نسیه. زندگی میکند، بنابراین روش تربیتی و الگو های رفتاری وی باعث میشود که اندیشۀ بهشت و جهنم نزد او بیفروغ شود و در او انگیزهای ایجاد نکند.
ایشان توضیح میدهد که با مسائل اعتقادی نمیشود انسانها را تربیت کرد، همین روشی که الان آموزش و پرورش ما دارد. میفرماید شاید عقلاً به آن باور داشته باشد، باور دارد بهشت و جهنم هست،اما این اندیشه احساسات او را تحریک نمیکند.
از این مهمتر اینکه ایشان می فرماید: اینکه مسلمانان صدر اسلام جانشان را فدای اسلام میکردند و در راه اسلام از خودگذشتگی مینمودند و در این مسیر از هم پیشی می گرفتند بخاطر بهشت و جهنم نبود، بلکه بخاطر این بود که به اسلام عشق میورزیدند و می دیدند جاهل بودند اسلام آنها را عالم کرد، پراکنده بودند اسلام آنها را یکپارچه کرد، سرگردان بودند اسلام آمد هدایتشان کرد، فقیر بودند اسلام آمد سیرشان کرد. یعنی فواید مادی دین را دیدند. در صدر اسلام هم پیامبر اکرم (ص) با قیامت، مردم را به دین دعوت نکرد، بلکه فواید اجتماعی دین را نشان داد.
بعد میفرماید: برای این اسلام خودشان را وقف کردند و جان دادند. بنابراین به ناچار باید دو اقدام انجام دهیم، یک : وقتی به تاجری یا زن فقیری دستورات اسلامی را می گوییم، در کنارش به او بگوییم که اگر در این راه استقامت کنی، اسلام این سختیها را برای تو به رفاه و خوشبختی بدل میسازد، نه بعد از مرگ.چون این انسان در عالم حس و جهان مادی زندگی کرده است، این سخن که فقط بعد از مرگ، دین برای تو خوشبختی میآوردهیچ زمان کافی و مؤثر نخواهد بود؛ حتی در زمان خود پیامبر (ص). بلکه به انسان میگوییم تو امروز سختی های دینداری رابپذیر و همین فردااسلام راه خوشبختی را در مقابل تو باز میکند.(سخنرانی شهید صدر 2 اسفند 1348 شمسی)
- ۴۶
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط