شیشیعمرمن

شیشہ‌ی‌عمرمن!
میخوام‌بدونےمن‌حتےسایہ‌ی‌تورو
بہ‌هیچ‌چلچراغےنمیدم:)
توآدم‌امن‌قلب‌منے،همونےکہ‌وقتے
فکرمیکردم‌شایدبہ‌جایےتوی‌این
دنیاتعلق‌ندارم‌،باجایگاه‌بین‌بازوهاش
برام‌خونہ‌شد؛همونےکہ‌وقتےفکر
میکردم‌عشق‌فقط‌برای‌توی
داستاناست،تاآخرین‌قطره‌ی‌دوست
داشتن‌قلبم‌وُلبریزازواژه‌های‌رنگین
کمونےکرد؛توازمن‌بہ‌خودم‌محرم
تری،من‌تادوباره‌دیدنت‌منتظر
میمونم،حتےاگہ‌تاخاموش‌شدن
آخرین‌ستاره‌طول‌بکشہ..')🍨💕
.
#ویسگون ، #عاشقانه ، #نوشته ، #بوی_یاس ، #نشر_راویس ، #مخاطب_خاص ، #شعر ، #عشق ، #دو_نفره ، #داستان ، #انتشارات ، #کتاب ، #غمگین
دیدگاه ها (۰)

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه...

طوبا خانم که فوت کرد، «همه» گفتند چهلم نشده حسین آقا می‌رود ...

همین طور که:جنگل با درختاش معنی دار دریا با موجاش آسمون با ا...

آغوشِ تو آرامگاهمه. من یه ته سیگار روشن و سرگردونم و آغوش تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط