{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزاران قهوه ریخته در قهوه‌ای چشمانش

هزاران قهوه ریخته در قهوه‌ای چشمانش

ولی بی‌خوابی‌های‌ مرا گردن نمی‌گیرد!


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

آخرین باری که من دل را به دریا می‌زدمماهی از تُنگش صدا زد، ع...

هر زمان بی‌کس شدی تنها شدی یادم بکنهر زمان هم‌خانه با غم‌ها ...

پای تو در میان باشد هنوز می‌شود عاشق شدبه دانه‌های برف افتاد...

ﻗﻄﺮﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ... ﻧﻤﯽﺑﺨﺸﺪ ﮐﺴﯽ؟ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﭘﺮ ﻣﻬﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ.....

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی،که عاشق می‌کند دل را، و...

چه‌دردی میکشم از سردی ِ رفتار ِ چشمانی‌که عاشق می‌کند دل را ...

*... چشمانش دنیای عجیبی در خود دارد . دنیایی که گل های شقایق...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی،🌸که عاشق می‌کند دل را، ...

چشمانش قهوه ای بود و به حق فهمیده امقهوه از سیگار و قلیان اع...

هَزاران را بهاران در فغان آرد ، مرا پاییزکه هر روز و شبش حال...

بفرست براششانه‌های توبوی مزرعه‌ی قهوه می‌دهد؛تمام بی‌خوابی‌ه...

چشم های قهوه ای...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

محمد مهدی جعفری ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط