{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میان شلوغی شهر....

در میان شلوغی شهر....
به دنبال کسی میگشتم
که با دلش دلم را نوازش کند....
غافل از اینکه در این شهر شلوغ
سالهاست که دلها شیشه های شکسته ای
بودندکه هم زمان با نوازش دلم....
دلم را زخمی کردند
دیدگاه ها (-۱۶)

شاید یه روزی عشقم از یادم بره ولی اونی که عشقمو ازم گرفت، هر...

به سلامتی روزی که،، رفیقام اسمم بیاد رو لبشونو یه پوزخند بزن...

وقتی سرت با دیگران گرمهوقتی به هر کی میرسی میگی جانموقتی تو ...

شدید....

میان کارهای روزمره به خودم آمدمدیدم دلم چای دارچینی طلب میکن...

نویسنده اِلونآ | Elona✨معرفی رمان _نآم رمان | زنجیره های نقر...

سلام و احترام 🌹 اگه کسی رو پیدا نکردی که واقعاً برات وقت بذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط