{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مَنَش آموختم آئین محبت لیکن

مَنَش آموختم آئین محبت لیکن

او شد استاد دل آزاری و بیدادگری

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون «باد»به «گرفتار رهایی» نتوان...

غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است، به هیچ‌جا راه...

گر سر برود فدای پایتدست از تو نمی‌کنم رها من!#سعدی

اونجا که شهریار میگه:هزار درد فرستادیم به جان، لیکنچو آمدی، ...

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازدهر که چون ماه بر افروخت شب تار...

ظاهراً خداوند متعال برای توجیه عده ای مبنی بر کشتن محبت گوسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط