{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏
𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠
𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟏𝟎
روبه تهیونگ و بچه ها گفتم

_نقشه ای دارید؟

ویو ا/ت /:
لباسمو کمی مرتب کردم و از اتاق بالای فروشگاه بیرون زدم که مستقیم با سون وو روبه رو شدم

"سلام خانوم زیبام!"

تکخند خیلی سرد زدم و سلام دادم
با احتیاط سمتم اومد و دستشو دور کمرم پیچید
پایین رفتیم و با دیدن اون همه ادم تعجب نکردم
برای منی که دوبرابر این جمعیت مافیا دیده بودم این مردم ساده عادی بودن
لبخند سرد اما دلگرمم و روی لبهام نشوندم و سمت سکو رفتیم
سون وو کمی میکروفن کوچیک و جابه جا کرد و من و سمت میز بلند اما کوچیک جلو هدایت کرد که با رسیدن بهش شروع کردم حرف زدن
_خیلی ممنونم از همه شما عزیزان که اینجا حضور پیدا کردید امیدوارم تونسته باشیم مثل قبل طرح های جدید و زیبامون و براتون طراحی کنیم. امید ما ... همه شما عزیزانی هستید که با قدم زیباتون اینجا رو پر از گل و مهربونی کردید تشکر میکنم از همگی و خسته نباشید میگم به بچهای تیم طراحی

از میکروفن جدا شدم که سون وو جای قبلی من حاظر شد و گفت

"خب فکر نکنم چیزی مونده باشه که همسرم نگفته باشن ولی اگه سوالی دارید بپرسید من با تمام میل جواب میدم!"

کسی چیزی نگفت و سالن توی سکوت فرو رفته بود
سون وو نگاهی بهم کرد که گفتم

_فکر نکنم... بریم

دوباره سمتم اومد و همونطور برگشتیم که سیل جمعیت به سمتمون حجوم اوردن

#Mahlin
#BTS #RM #JIN #SUGA #J_HOP #JIMIN #TAEHYUNG #JUNGKOOK #ARMY #BTS #BANGATAN #FEYK
#فیک_بی_تی_اس
#بنگتن_نیوز
#مهسا_نویس
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک
#ارمی #بی_تی_اس #بنگتن #فیک
دیدگاه ها (۴)

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟏𝟏این سنگینی نگاه مردم عادی بو...

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟏𝟐"به اسم یه مرد تغریبا ۳۰ و خ...

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟗قدم های کسی و پشت سرم حس کردم...

بیوگرافی نوسنده خوشملتون😔😂اسم زیاد دارم از مذهبی بگیر تا چصک...

خـیــانـــت دروغــیـن𝔓𝔞𝔯𝔱¹⁸ا/ت سمتم برگشت و گفت: "تیر به کی ...

اخم های آیلین توی هم کشیده شد جئون؟اسمش را توی مدرسه نشنیده ...

همخونه اجباری... پارت 104."ویو سوآ"صبح زود...هوا هنوز خنک بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط