{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستها راکه نمیشود برید

دستها راکه نمیشود برید
موها راکه نمیشود به دار کشید
لب ها راکه نمیشود سوزاند
و چشمه ی چشمها را
که نمیشود خشکاند!
پس بگو چگونه میشود
این من باقی مانده ازتو را
فراموش کرد؟
دیدگاه ها (۱)

سفرقصہ ٺلخ خداحافظی اسٺیڪی با پیالہ‌اے آبپشٺ پا زۅد برمی‌ڪَر...

عشق من؛ کودک بمان دنیا بزرگت میکند بره باشی یا نباشی گرگ گرگ...

آرامش سهم قلبهایی است که"غیر از خدا محتاج کسی نیستند"

Accidentally yoursآروم از دفتر جئون بیرون اومد .نفس عمیقی کش...

افسانه ی خون و گل قسمت ۴۰: عبور از مرزنورِ سرخ فروکش کرد. و...

لب‌هات باز شدن. کم‌کم تسلیم‌شدی، همراهش شدی. یه صدای خیلی خف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط