رمان اوشی نوکو

رمان اوشی نوکو
پارت۱۱
(پارت آخر)
رفتن بیرون همه هر چی خواستن گرفتن
اوکو: مر سوخاری موخام
آکوا: مر نیست مرغه
اوکو: حالا هرجی
آکوا: فعلا وقتش نیست
اوکو: موخام موخام بابای بد
کانا: بچم رو اذیت نکن
روبی: چه بی ادب
آکوا: اه باشه
پایان
راستی بچه ها من اوکو رو از امند اونطوری مینویسما
موخام هرجی اینارو از امند اینطوری مینویسم
دیدگاه ها (۶)

اوخدا🥹

روبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط