{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز

امروز

مادرم
کوزه را باید
مقابل در
وردی بشکند

و پدر
هیزم از کوه بیاورد
که من آتش
کوچک فراهم کنم
وبا دوستانم
آتش خشمم
را با پریدن های
پی در پی بیرون بریزم
تو هم عشق...
را صدا بزن
تا تمام درد هایش
را به آتش بسپارد
غم ها و نگرانی هایم
مال تو ای آتش
سرخی وزیبایی ات
از آن من...

چهارشنبه سوری مباراااارک
دیدگاه ها (۴)

شــِْـِْـِْب چــِْـِْهـِْـِْـِْـِْارشـِْـِْـنِْـِْـِْـبِْـِْ...

ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ . . .ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻧﺪ ﺭ...

کیا از آتیش میپرن ؟؟واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونهچهار ش...

خــــٓٓـٰٓـٓـٓـواستــــٓٓـٰٓـٓـٓـے رفیقــــٓٓـٰٓـٓـٓـاتــــٓ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط