صبح آمده بوسه از

صبح آمـده بـوسه از
دو لب میخواهم
آن گرمی عـشق به
تاب و تب میخواهم
از شهد لبت کـام لبـم
شیرین کن
یک جام پر از عشق و
رطب میخواهم

#صبح_بخیر_زندگیم
دیدگاه ها (۱)

تو...من...زیرباران...خنده هایت...دستهایت...عاشقانه می سراید ...

" موهایتـــْـــــ " خَلق شده براےِ منکه بنشینے شانه اش کنے و...

عشق بی فلسفه زیباست تو نخواهی دلِ من باز #تُ را می خواهد......

تمــام قصـه‌هـاے عــاشقــانـهاز #صبـ🌤 ـح چشمانت شروع میشودبـ...

امشب از دولت می دفع ملالی کردیماین هم از عمر شبی بود که حالی...

پارت ۲۱۵تهیونگ دست دراز کرد و دکمه های پیراهن او را باز نمود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط