{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دوستم نشسته بودیم درد دل میکردیم!

با دوستم نشسته بودیم درد دل میکردیم!
یهو با عصبانیت گفت:
« لیاقتم رو نداشت
وگرنه این همه محبتی که بهش کردم رو باید می دید
تقصیر خودم بود که خودم رو زدم به اون راه و با خودم فکر کردم یه روز بالاخره تسلیم میشه یه روز قدر خوبی هام رو میفهمه اما اشتباه کردم»
برای حال متلاطمش ناراحت بودم که گفتم:
« تا زمانی که به عنوان دوست کنارت بود نمیگفتی لیاقت نداره تازه همه رو متقاعد میکردی که بهترین انتخابت بود بعد که تصمیم گرفت به هر دلیلی بره بهش میگی بی لیاقت؟
سطح انتخاب خودت رو میاری پایین که»
با ناراحتی نگاهم کرد که گفتم
بزار یه داستانی رو بگم:
خواست معترض شود که بهش امان ندادم و ادامه دادم:
« تو یه شهر دور آدم های قد بلندی زندگی میکردن که سقف خونه هاشون تا به آسمون میرسید و از زیبایی آسمون لذت می بردن!
تا اینکه یه روز چندتا آدم قدکوتاه به شهر وارد شدن و شروع کردن به ساختن خونه هایی با سقف کوتاه!
به مرور آدم های قدکوتاه و خونه های سقف کوتاهشون بیشتر شد تا اینکه یه روز یه آدم قد بلند و یه آدم قد کوتاه عاشق هم شدن»
پرسید:
« عاشقی اونجا جرم بود؟»
گفتم:
« نه جرم نبود اما موضوع این بود که آدم قد کوتاه می خواست که آدم قد بلند برای زندگی به خونه ی اون بره و قد بلنده می خواست که قدکوتاهه برای زندگی خونه اش بره»
گفت:
« اینکه نشد عشق!یکی باید کوتاه میومد»
گفتم:
« موضوع اینه که قد بلنده تو خونه ی قد کوتاه جا نمیشد و باید خودش رو خم میکرد و قید دیدن آسمون رو میزد!آدم قد کوتاه هم چیزی جز چهارچوب کوچیک خونه اش ندیده بود و سقف بلند براش زیادی بلند بود»
یک کم فکر کرد و پرسید:
«خوب بالاخره چی کار کردن؟»
گفتم:
« اینکه اونا چی کار کردن مهم نیست،تو اگه بودی چیکار میکردی؟
سقف دنیات رو بخاطر یه آدم دیگه انقدر پایین می اوردی که تمام وسعت دیدت بره زیر سوال؟»
گفت:
«خوب آدم قد کوتاه رو مجاب میکردم بیاد تو خونه ای که سقف بلند داره»
گفتم:
«موضوع همینه!ما آدم هایی که سطح دنیاشون با ما یکی نیست رو انتخاب می کنیم و بعد وقتی نمیتونن سطح دنیاشون رو با ما یکی کنن اونارو بی لیاقت میخونیم!
و بعد فکر می کنیم اگه بهشون عشق بدیم اونا سطح دنیاشون رو به پای ما می رسونن،
اما موضوع اینه که هیچ کس رو نمیتونی مجبور به انجام کاری بکنی چه برسه به اینکه وسعت دیدش رو تغییر بدی!
آدم ها خودشون باید بخوان ببینن...
خودشون باید بخوان عوض بشن...
با زور نمیشه...
به فکر رفت!
شاید نمیدانست که قانونی در این زندگی حاکم هست؛
اینکه آدم هایی که هم سطح مان هستند برایمان ماندگار و آنهایی که هم جنسمان نیستند روزی رفتنی می شوند...
🄱🄰🄷🄰🅁
دیدگاه ها (۱)

گفــتمش: در دل وجــانے؛ تـو بــگو مـــن چه ڪـ...

یک گلدان گل را رها کن به امان خودش ...بعد از چند وقت،حتما می...

وقتی کنارِ تو نفس میکشم ...❤🄱🄰🄷🄰🅁

برای یک کرونای معمولی به دیدنت نیایم؟با ویروس چشم هایت که به...

آدم بعضی وقتا یه چیزی رو از ته دل می‌خواد𖠱براش دعا می‌کنه، ا...

توروخدا حمایت کنید منم زحمت کشیدم

استری کیدز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط