پچ ِپچ ِباران را می شنوی؟
پچ ِپچ ِباران را می شنوی؟
عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست!
گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند،
گاه شیشه ی ِ پنجره ی ِ اتاقت را می نوازد…
و برای قدم زدن، می خواند تو را
برخیز و خویش را از غمی که تا مرگ احساس می بردت، رها ساز؛
خیس شو در بارانی که روحت را طراوات می دهد.
باران، همه بهانه است...
موهبتی ست از سوی ِ خدا.
گاه، خدا نیز بهانه می کند و مست می شود برای بارش ِبوسه هایش،
و تا آغوش بکشد تو را
از همه ی ِ آن لرزه گناهانی که سبب اندوهت می شوند.
*تقديم به همه ی دوستان بارانی ام*
عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست!
گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند،
گاه شیشه ی ِ پنجره ی ِ اتاقت را می نوازد…
و برای قدم زدن، می خواند تو را
برخیز و خویش را از غمی که تا مرگ احساس می بردت، رها ساز؛
خیس شو در بارانی که روحت را طراوات می دهد.
باران، همه بهانه است...
موهبتی ست از سوی ِ خدا.
گاه، خدا نیز بهانه می کند و مست می شود برای بارش ِبوسه هایش،
و تا آغوش بکشد تو را
از همه ی ِ آن لرزه گناهانی که سبب اندوهت می شوند.
*تقديم به همه ی دوستان بارانی ام*
- ۲.۱k
- ۲۵ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط