{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می پرستم گل چسبیده به موگیرت را

می پرستم گل چسبیده به موگیرت را
گیسوان به کمرگاه سرازیرت را
دکمه ی واشده ی آخر تنپوش تو و
عطر برخاسته از پیرهن زیرت را
سیب هایی که تمنای رسیدن دارند
طپش منتشر از انبه و انجیرت را
تو همان مریم پاکی که به یک چرخش چشم
می نشانی وسط قلب خدا تیرت را!
شعله دادی تو به خونمردگی رگهایم
کیست انکار کند قدرت شمشیرت را!؟
بست با تو چمدان سفرش را این شهر
تا که اثبات کند عشق فراگیرت را
بعد از آن نیز که من باشم و ویک شهر سکوت
می فشارم به بغل جای تو تصویرت را
دیدگاه ها (۶)

ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز!وز غمت خون دل از دیده روانی...

باز روز امد به پایان,شام دلگیر است و من!تا سحر سودای ان زلف,...

پی یک اشتباه ناجورم ! باغ ممنوع سیب میخواهم ! تا بفهمند نازن...

اولین روز دی است تو همیشه" عاشق"باش...!زیرا سازت اگر "عشق"بن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط