غمنامه حضرت زینب س
(غمنامه حضرت زینب س)
ای دیار نینوا , با یار و یاور آمدم+
با نوایِ دلکشِ اللهُ اکبر آمدمُ+
زینبم من , دختِ زهرا وامیرالمؤمنین*
همرهِ اُمّ الکتاب. دینی برتر آمدم*
مادرم بنتِ رسول و پدرم شیرِ خدا-
دررکابِ رهبر و سرو صنوبر آمدم-
باامید وآرزوهائی که در دل داشتم*
با سپاهی مختصر امّا دلاور آمدم*
لیکن از عهدو وعایِ کوفیان آزرده ام+
همچوصیدی سویِ صیّادِِ بد اَختر آمدم+
یاورانم را گرفت ازمن چرا صیّادِ دون*
منکه سوی نینوا با بال و پَر آمدم*
میروم از دامِ او, بی بال وپر امّا چه سود+
یاد از ایّامی که با دیهیم و اَفسر آمدم+
ذاحجه منزلگهی برعیدقربان است وبس.
در محرّم من به قربانگاهِ دیگر آمدم.
×××××××××××
ای مدینه بازگشتم سویِ تو بارِ دگر*
گرچه با پا رفته ام, بنگرکه باسرآمدم*
کاروان اُسرا آمد ولی شادی نکن+
لی علیِ اصغر وقاسم و اکبرآمدم+
صوتِ(هَل مِن ناصِرٍ ینصُرُنی)آمد بگوش.
درعزایِ زینتِ دوشِ پیمبر آمدم.
من نمیکویم که برجسمِ حسینم چون گذشت*
بابرادر رفتم امّا بی برادر آمدم*
شد رقیّه ساکنِ مخروبه یِ شامِ بلا+
درفراقِ نوگلِ زهرایِ اَطهر آمدم-
خیمه ها چون شمع سوختند, اَهلِ آن پروانه وار*
عاقبت بی خیمه و خرگاه ومعجرآمدم*
از کنارِ علقمه درحسرتِ یک جرعه آب+
شرمسار از حنجرِ سوزانِ اَصغر آمدم+
همرهِ این عابدِ بیمار زین العابدین*
اشک ریزان جانبِ غمدیده مادر آمدم*
مدفنِ گمگشته یِ مادرنمیدانم کجاست-
تابگویم مادرا بی یار ویاور آمدم-
لاله ها دیدم به رویِ نیزه وتشتِ طلا*
ازدیارِ آن شقایقهایِ پرپر آمدم*
من دگر از ناقه ی عریان نمیگویم سخن.
بی علمدارِ سپاه و عون و جعفرآمدم ..
کس ندیده به جهان ظلم وستم چون زینبت*
راضی امّا به رضایِ حیّ ِ داور آمدم*
آتشی کردم بپا باخطبه دربزمِ یزید+
فاتح از میدانِ جنگی نابرابر آمدم+
ای عظیم به ساربانِ غم بگو آهسته ران+
ماتوان از خونبهایِ بَدر و خیبر آمدم+
جانِ زینب مختصرکن دیگراین غمنامه را*
بهرِ تیمارِ دلِ یارانِ مضطر آمدم* =================
شاعرعبدالعظیم عربی ازبندرامام
بندرماهشهرِ.
ثواب این اشعارراهدیه میکنم به ارواح
اموات خوانندگان آن.
ای دیار نینوا , با یار و یاور آمدم+
با نوایِ دلکشِ اللهُ اکبر آمدمُ+
زینبم من , دختِ زهرا وامیرالمؤمنین*
همرهِ اُمّ الکتاب. دینی برتر آمدم*
مادرم بنتِ رسول و پدرم شیرِ خدا-
دررکابِ رهبر و سرو صنوبر آمدم-
باامید وآرزوهائی که در دل داشتم*
با سپاهی مختصر امّا دلاور آمدم*
لیکن از عهدو وعایِ کوفیان آزرده ام+
همچوصیدی سویِ صیّادِِ بد اَختر آمدم+
یاورانم را گرفت ازمن چرا صیّادِ دون*
منکه سوی نینوا با بال و پَر آمدم*
میروم از دامِ او, بی بال وپر امّا چه سود+
یاد از ایّامی که با دیهیم و اَفسر آمدم+
ذاحجه منزلگهی برعیدقربان است وبس.
در محرّم من به قربانگاهِ دیگر آمدم.
×××××××××××
ای مدینه بازگشتم سویِ تو بارِ دگر*
گرچه با پا رفته ام, بنگرکه باسرآمدم*
کاروان اُسرا آمد ولی شادی نکن+
لی علیِ اصغر وقاسم و اکبرآمدم+
صوتِ(هَل مِن ناصِرٍ ینصُرُنی)آمد بگوش.
درعزایِ زینتِ دوشِ پیمبر آمدم.
من نمیکویم که برجسمِ حسینم چون گذشت*
بابرادر رفتم امّا بی برادر آمدم*
شد رقیّه ساکنِ مخروبه یِ شامِ بلا+
درفراقِ نوگلِ زهرایِ اَطهر آمدم-
خیمه ها چون شمع سوختند, اَهلِ آن پروانه وار*
عاقبت بی خیمه و خرگاه ومعجرآمدم*
از کنارِ علقمه درحسرتِ یک جرعه آب+
شرمسار از حنجرِ سوزانِ اَصغر آمدم+
همرهِ این عابدِ بیمار زین العابدین*
اشک ریزان جانبِ غمدیده مادر آمدم*
مدفنِ گمگشته یِ مادرنمیدانم کجاست-
تابگویم مادرا بی یار ویاور آمدم-
لاله ها دیدم به رویِ نیزه وتشتِ طلا*
ازدیارِ آن شقایقهایِ پرپر آمدم*
من دگر از ناقه ی عریان نمیگویم سخن.
بی علمدارِ سپاه و عون و جعفرآمدم ..
کس ندیده به جهان ظلم وستم چون زینبت*
راضی امّا به رضایِ حیّ ِ داور آمدم*
آتشی کردم بپا باخطبه دربزمِ یزید+
فاتح از میدانِ جنگی نابرابر آمدم+
ای عظیم به ساربانِ غم بگو آهسته ران+
ماتوان از خونبهایِ بَدر و خیبر آمدم+
جانِ زینب مختصرکن دیگراین غمنامه را*
بهرِ تیمارِ دلِ یارانِ مضطر آمدم* =================
شاعرعبدالعظیم عربی ازبندرامام
بندرماهشهرِ.
ثواب این اشعارراهدیه میکنم به ارواح
اموات خوانندگان آن.
- ۱.۴k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط